به شوق آنکه شبی را سحر کنم با تو

به شوق آنکه شبی را سحر کنم با تو 
ببین چه راه درازی سپرده ام تا تو
ببین عزیز دل من ببین چگونه چو باد 
تمام فاصله ها را دویده ام تا تو به
دویدم و نرسیدم ، غریب یعنی من 
که با سر آمده بودم ، نبودی اما تو !
گذار ما دو موازی به هم نمی افتد 
همیشه فاصله ای هست بین من با تو 
تو نیستی که صمیمانه اعتراف کنی 
(که بین ما دو نفر با وفا تویی یا من) ؟
که بین ما دونفر ، بی وفا منم یا تو ؟

- بهروز یاسمی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.