ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
کاش میشد که تورا از دل خود پاک کنم
تکتک خاطرهها را به دلم خاک کنم
از تو بگریزم و یک نقطه شوم در دل شب
تا سحر از غم تو شکوِه بر افلاک کنم
دگر از دوری تو اشک قلم گشته روان
رخصتی ده که غزل را ز تو نمناک کنم
بیتو من بر همهٔ ثانیهها مشکوکم
تو بیا چاره بر این خاطر شکاک کنم
من نمیترسم از این بی سر و سامانی دل
بهر تو سینه بر اندوهٔ زمان چاک کنم؟
بیتو تنهایم و رسوایم و باید که خودم
عمق این فاجعه را یک تنه ادراک کنم