تو همان پروانه ی پیله کرده در دلم

تو همان
پروانه ی پیله کرده در دلم
من همان
شعر به پایان نرسیده
تو همان
تشنگی های دم دم اذان

من همان
معشوق افتاده در زندان
تو همان
گنجشک و قناری
من همان
شاعر نغمه خوان
تو همان
سلام ناشتای صبح
من همان شعرم
در میان شعر های نخوانده
در میان حس های مرده
تو همان
قطره از دل یک بارانی
که هر لحظه از چشمان من میباری

عزیز حسینی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.