ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
عاشق شده ام برتو/ تدبیر چه فرمایی
از راه صلاح آیم/ یا از ره رسوایی
نظامی
عشق در لحظه پدید می آید
دوست داشتن در امتداد زمان
این اساسی ترین تفاوت
میان عشق و دوست داشتن است
عشق معیارها را درهم می ریزد
دوست داشتن بر پایه معیارها بنا می شود
عشق ناگهان و ناخواسته شعله می کشد
دوست داشتن از شناختن و خواستن
سرچشمه می گیرد
نادر ابراهیمی
ای کاش آدمها
می فهمیدند...
که هدفمان از
ارتباط با آنها به دست آوردن آرامش است
نه بر هم زدن
"آرامش..!"
نخند جانم، نخند...
آدم دست و پای دلش
میان چال گونه ات میشکند
تو نخند!
میترسم نقاش ها
لبخندت را نقاشی کنند
عکاس ها لبخندت را ثبت کنند
شاعرها از لبخندت غزل بگویند نویسنده ها کتابت کنند
بعد منِ دست و پا شکسته
چطور با یک شهر رقیب رو به رو شوم؟
رحم کن یواشکی بخند،
فقط برای من...
ستایش_قاسمی
وقتی دلتنگم
به تو می اندیشم
یاد تو مربعیاست محو و لرزان
در زمینه خاکستری روشن
در این مربعها
من با به هم زدن پلکهایم
گذشته را نقاشی میکنم
بین من و تو
غبار و دیوار است
به سحر این مربعها
من از دیوارها میگذرم
در رسیدن به تو
تنها راه،گذشتن است
باید چراغ رنگ به دست بگیرم
و در خاکستریهایم
به دنبال تو بگردم
ای کاش ای کاش
میتوانستم یک قطره بیشتر
با سرخ نقاشی کنم
محمدابراهیم جعفری
روزهایم چه سخت می گذرند
هیچ آتشی دیگر گرمم نمی کند
خورشید دیگر به رویم لبخند نمی زند
همه چیز پوچ و بیهوده است
همه چیز سرد و بی روح است
ستارگان مهربان هم دیگر با ناامیدی
به من نگاه می کنند
دقیقا از روزی که فهمیدم
عشق نیز
از میان رفتنی ست.
فدریکو گارسیا لورکا
هر چند که دل به وصل شادان کردیم
دیدیم که خاطرت پریشان کردیم
خوش باش که ما خوی به هجران کردیم
بر خود دشوار و بر تو آسان کردیم
ابوسعید ابوالخیر