| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
از همان ابتدا میدانستم
که هر عشق بزرگی،
طرحی برای دوری و جداییست...
غسان_کنفانی
دوستت دارم
هم چنان که چیزهای سربسته و گنگ را،
در خفا،
جایی میان سایه و جان ...
پابلو_نرودا
با من از شعر نگو
از خودت حرف بزن
دلتنگِ حرف های معمولی ام
اینکه حالت خوب است؟
اینکه سرما نخورده ای؟
اینکه زود برگرد...
مواظب خودت باش...
دلتنگ همین حرف های معمولی ام...
منوچهر_آتشی
با من بیا که خوبترینم
با من که آبروی عشقم
با من که شعرم...، شعرم...، شعرم!
وای...
در من وضو بگیر
سجادهام، بایست کنارم
رو کُن به من که قبلهی عشاقام
وآنگه نماز را،
با بوسهای بلند، قامت ببند!
نصرت_رحمانی
بگذر تابستان، بگذر!
حال من با تو خوب نمیشود.
پاییز حال مرا خوب میشناسد!
محمود_دولت_آبادی
..
مرثیه ای برای ماهی ها
که خاکستر مرگ شان
تا به ابد
حافظه ی شن ها را
گرم و روشن نگه می دارد ..
::. شیرین فروغان