آرزو می‌کردم کاش آدم‌ها می‌توانستند

آرزو می‌کردم کاش آدم‌ها می‌توانستند
مثلِ مه به هر کجا که می‌خواهند بروند.
گفتم اگر پنجره را باز کنم شاید او را ببینم
که در کوچه ایستاده و سرش را بالا گرفته است.
چهار بار رفتم دم پنجره، اما هرگز او را ندیدم.
نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.