بندم اگرچه بر پای نیست

بندم اگرچه بر پای نیست
سوز ِ سرود ِ اسیران با من است
و امیدی خود به رهایی ام ار نیست
دستی هست که اشک از چشمانم می سترد
و نُویدی خود اگر نیست
تسلایی هست

احمد شاملو

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.