من از معاشقه با چشم های تومی ترسم

من از معاشقه با چشم های تو

می ترسم

من از گُرگُر ِخواستنت

در التهاب ِاین شب ِکویر

در جستجوی ِیک وجب خاک نم خورده

می ترسم


من از شیوع ِتبار شقایق ها

اسیر در دست باد

شهید در صحن خاک

من از ظهور ِانتظار

درمرکب ِهزار ساله ی ِتاریک

می ترسم

من از رد شدن از حادثه ی عشق

می ترسم

اگر آنسوی ِخود باختن

حریم امن ِآغوش ِتو نباشد ..



نیلوفرثانی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.