و ناگهان در نبودن ها
هیچ تسلایی نمیابی
نه پیراهنی فراموش شده ، آویخته در کمدنه یک کتابِ نیمه باز ، کنارِ تخت
نه آن چمدانِ کهنه ی زیرِ پله ها
نه چروک پرده ای
نه قلم و دفتری افتاده زیرِ مبلِ سبزِنه بویِ عطری
نه خطی
نه شعرینه خاطره ای
نه حتی عکسی
کدام عکس تسکینت میدهد وقتی کسی در آن نمیخندد ؟؟
نیکی فیروزکوهی