-
چقدر پر می کشد دلم به هوای تو
سهشنبه 2 شهریور 1395 11:00
چقدر پر می کشد دلم به هوای تو انگار تمام پرنده های جهان در قلب م آشیانه کرده اند ((مرضیه عطایی))
-
مرد داستان های عاشقانه ام
دوشنبه 1 شهریور 1395 10:39
مرد داستان های عاشقانه ام نزدیک تر بیا از چشم های من حرکت و از لب های تو برکت خنده هایم را برای آخر قصه کنار گذاشته ام این قصه آخرش خوش است ای جانم به لبم می رسی می دانم ... ((رویا فخاریان))
-
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
دوشنبه 1 شهریور 1395 10:36
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون دلم را دوزخی سازد دو چشم م را کند جیحون چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید چو کشتی ام دراندازد میان قلزم پرخون زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد که هر تخته فروریزد ز گردشهای گوناگون نهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را چنان دریای بیپایان شود بیآب چون هامون شکافد...
-
صحبت از پژمردن یک برگ نیست..
یکشنبه 31 مرداد 1395 10:44
-
چشم ها پرسش بی پاسخ حیرانی ها
یکشنبه 31 مرداد 1395 10:41
چشم ها پرسش بی پاسخ حیرانی ها دست ها تشنه تقسیم فراوانی ها... عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم دل در تب لبیک تاول زد ولی ما لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم... شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید مگر مساحت رنج مرا حساب کنید... دلم قلمرو جغرافیای ویرانی است هوای ناحیه ما همیشه بارانی است قیصر...
-
بانوی ترس های کودکی ام با تو می رود
شنبه 30 مرداد 1395 10:58
بانوی ترس های کودکی ام با تو می رود بانوی کودکی ام عاشق تو بود بانوی چارشنبه های پُر از انفجار و دود بانوی من همیشه تو را خواب دیده ام بانوی مثل تو هرگز ندیده ام بانوی شعرهای من از تو شکوفه داد بانوی بوی تو اُفتاده دست باد بانو بهار من تویی ((کامران رسول زاده))
-
گاهی اوقات باید همه چیز را همان طور رها کنی و یروی
شنبه 30 مرداد 1395 10:55
-
صدایم کن..
جمعه 29 مرداد 1395 10:03
جز تو هیچکس نمی تواند جانم را به لبم بیاورد صدایم کن ... ((رویا فخاریان))
-
هر طور شده خواهی رفت
جمعه 29 مرداد 1395 10:02
هر طور شده خواهی رفت و من حق ندارم که تو را نگه دارم اما خودت را در من جا بگذار ((عزیز نسین))
-
معشوقه ی من دو نفر است
پنجشنبه 28 مرداد 1395 10:49
معشوقه ی من دو نفر است یکی با نام بلند یکی با نام کوتاه گاهی بلند زندگی میکنم گاهی کوتاه ((مریم اقاخانی))
-
من که ام
پنجشنبه 28 مرداد 1395 10:48
از پوستم صدای تو می تراود بر پاهای تو راه می روم با چشم تو شعر می نویسم من که ام به جز تو که در رگ و پوستم نهانی و نام مرا به خود داده ای ((شمس لنگرودی))
-
هیچکدام از ما نمی دانیم ..
چهارشنبه 27 مرداد 1395 10:28
-
چقد سخته دنیا باهات را(ه) نیاد
چهارشنبه 27 مرداد 1395 10:18
نشستم تو فکر اینم بعد من میخواد عطرِتو کیو داغون کنه قرارِ از احساسِ کی سر بری میخواد سیلِ تو کیو ویرون کنه تو ازمن گذشتی گذشته ولی یه روز میرسه که چشاتو نخواد همون لحظه حس می کنی دردمو چقد سخته دنیا باهات را(ه) نیاد ((فروزان ابراهیمی))
-
در طالعم نبود که با تو سفر کنم
سهشنبه 26 مرداد 1395 10:44
در طالعم نبود که با تو سفر کنم رفتم که رنج های تو را مختصر کنم این روزها سکوت من از ناتوانی است من کیستم که از تو بخواهم حذر کنم ؟ هرگز مباد این که بخواهم به جرعه ای طعم زبان تلخ تو را بی اثر کنم آن قدر دور می شوم از چشمه های تو تا باغ را به دیدن تو تشنه تر کنم آن وقت با خیال تو یک رود می شوم تا با تو از میان درختان...
-
تنها گناه ما طمع بخشش تو بود..
سهشنبه 26 مرداد 1395 10:38
-
می روی ، برو من که حرفی ندارم
دوشنبه 25 مرداد 1395 10:59
می روی ، برو من که حرفی ندارم فقط ؛ از چهارخانه ی پیراهنت خانه ای به من بده بگذار که تا ابد ، بوی تنت را بدهند گیسوانم ! ((فاطمه اسدی))
-
مشکل ما در فهـــــمِ زندگــــــی ست
دوشنبه 25 مرداد 1395 10:57
مشکل ما در فهـــــمِ زندگــــــی ست لذت بــــــــــــــــــــردن را یــــــــــادمان ندادند حتــــــــــــــی در سفــــــــــــر همــــــــــــــــــــواره به مقصد می اندیشیم بدون لذت بـــــردن از مسیــــــر غافــــــل از ایـــــــــــــن کـــــــــــــــــه زندگـــــــــــــــــــــــــــی همان لحظاتی...
-
عشق آن اگر باشد که می گویند
یکشنبه 24 مرداد 1395 10:44
عشق آن اگر باشد که می گویند دلهـــای صـــاف و ساده می خواهد عشـــــق آن اگـــــر باشد که من دیدم انســـــــان فوق العــــــاده مـــــــی خواهد سنـــــــــی نـــــــدارد عاشقـــــی کـــــــــردن فرقــــــــــی نــــــــــدارد کودکــــــــــی ، پیــــــری هـــــــــــر وقــــــت زانــــــــــــو را بغــــــــل...
-
زندگی همیشه که این جور پیچ و تاب نخواهد داشت
یکشنبه 24 مرداد 1395 10:41
زندگی همیشه که این جور پیچ و تاب نخواهد داشت بد نیست گ اهی هم دستی به موهایت بکشی بایستی کنار پنجره و با درخت و باغچه صحبت کنی ((حافظ موسوی))
-
هر وقت مشکلی داشتی زنگ بزن!
شنبه 23 مرداد 1395 10:55
هر وقت مشکلی داشتی زنگ بزن! هر وقت مشکلی داشتی که کوه از تکلم آن عاجز بود بی خبرم نگذار، من بعد از مرگ باز هم همین حوالی تو پرسه می زنم. سید علی صالحی
-
با زمزمهی تو
شنبه 23 مرداد 1395 10:54
با زمزمهی تو اکنون رخت به گسترهی خواب ی خواهم کشید که تنها رؤیای آن تویی … #احمد_شاملو
-
کاشکی دریادلی با ما روایت کرده بود
جمعه 22 مرداد 1395 09:43
کاشکی دریادلی با ما روایت کرده بود درد های بی شمار ِ شاعری نستوه را دردهایی چون خوره خونِ غزل را می خورّد کاش می شد باز گویم دردهای روح را …! ((یدالله گودرزی))
-
تو نقشِ اوّلِ ماهی و شبها بی تو تاریکند
جمعه 22 مرداد 1395 09:42
تو نقشِ اوّلِ ماهی و شبها بی تو تاریکند جلودارِ سیاهی هایِ لشکر برنمیگردی غریبی میکنم با قابِ عکست نا اُمیدانه خودم هم کرده ام انگار باور برنمیگردی هزاران سالِ دیگر کااااااااش با بویِ تو برخیزم به دیدارم نگو که صبحِ محشر برنمیگردی ((شهراد میدرى))
-
شاید دیگر هیچوقت حرف نزنم
پنجشنبه 21 مرداد 1395 10:26
شاید دیگر هیچوقت حرف نزنم اگر،، امکان در آغوش کشیدنت را داشته باشم... ((افشین یداللهی))
-
این "دل "اگر کم است...بگو "سر" بیاورم
پنجشنبه 21 مرداد 1395 10:25
این "دل "اگر کم است...بگو "سر" بیاورم یا امر کن که یک " دل " دیگر بیاورم خیلی خلاصه عرض کنم " د وست دارمت " دیگر نشد عبارت بهتر بیاورم... ((سید مهدی موسوی))
-
لبخند بزن که آفتاب آمده است
چهارشنبه 20 مرداد 1395 10:47
یک بوسه بده وقت شراب آمده است هنگام سروده های ناب آمده است واکن بغل پنجره برگنجشکان لبخند بزن که آفتاب آمده است ((شهراد میدرى))
-
اونوقت دلش میشکنه ...
چهارشنبه 20 مرداد 1395 10:46
ختر کوچک به مهمان گفت:میخوای عروسکها مو ببینی؟ مهمان با مهربانی جواب داد:بله. دخترک دوید و همه ی عروسک هاشو آورد،بعضی از اونا خیلی بانمک بودن دربین اونا یک عروسک باربی هم بود. مهمان از دخترک پرسید:کدومشونو بیشتر از همه دوست داری؟ ... و پیش خودش فکر کرد:حتما” باربی. اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید دخترک به عروسک تکه پاره...
-
می دانی روزی که بدون صبح بخیر تو آغاز شود
سهشنبه 19 مرداد 1395 10:43
می دانی روزی که بدون صبح بخیر تو آغاز شود چه طعمی دارد؟ می دانی وقتی گل سرخ در گلدان پژمرده میشود چه حالی دارد؟ نه ،نه ، نه هرگز نمی دانی تابحال در کوچه های شهر گم شده ای؟ چشم باز کنی سر از کوچه ای در بیاوری که روزی در آن معشوقه ات را بوسیده ای آهسته باران بگیرد حضور غائبش را احساس کنی بخواهی در آغوشش بگیری و او آنقدر...
-
زن بودن به هر حال غمگین است
سهشنبه 19 مرداد 1395 10:41
زن بودن به هر حال غمگین است و عاشقِ تو بودن، غمگین ترش می کند وقتی تو هر روز به معشوقه های جوان تری فکر می کنی و من هر شب، بیشتر به تو فکر می کنم من از این که پیرتر نمی شوم عشق زودتر از پیری کمرم را خم کرده است و هیچ یوسفی هم با محال ترین اعجازها مرا، جوان تر نخواهد کرد! ((نسترن وثوقی))
-
من علت تمام بدبختی و این روح ذلت پذیری را در دو چیز می بینم :
دوشنبه 18 مرداد 1395 11:04
من علت تمام بدبختی و این روح ذلت پذیری را در دو چیز می بینم : یکی تقیه در برابر حاکم و دیگری , ریا در برابر عوام . دکتر شریعتی