-
دستهای تو، کلید صبح است
یکشنبه 2 شهریور 1399 13:04
دستهای تو، کلید صبح است که سوی مشرق میچرخد و سپیدی را از پس نردهی سایه روشن به سوی پنجرهها میخواند ... منوچهر آتشی ...
-
ای رفته از بر ما...ما گفته همچو سعدی
یکشنبه 2 شهریور 1399 13:02
ای رفته از بر ما...ما گفته همچو سعدی «خوش میروی به تنها، تن ها فدای جانت» سیف فرغانی
-
حتی اگر هرگز بار دیگر تو را نبینم
یکشنبه 2 شهریور 1399 13:00
حتی اگر هرگز بار دیگر تو را نبینم احتیاج دارم بدانم جایی در این شهر کثیف ترسناک در گوشهای از این جهنم سیاه تو هستی و مرا دوست داری
-
یااباعبدالله
یکشنبه 2 شهریور 1399 12:03
-
هرگز گمان مبر که دلم را شکسته ای
یکشنبه 2 شهریور 1399 12:02
هرگز گمان مبر که دلم را شکسته ای با هر قدم که دور شدی، استخوان شکست ... احسان افشاری ...
-
نشناخته بودیم دری غیر درِ دل
یکشنبه 2 شهریور 1399 11:59
نشناخته بودیم دری غیر درِ دل ما را به چه تقصیر، فلک دربهدر انداخت؟ ... حزین لاهیجی ...
-
گاهی آدم
شنبه 1 شهریور 1399 12:07
-
خودم را قانع میکنم
شنبه 1 شهریور 1399 12:06
خودم را قانع میکنم که شاید نمیخواند ، که شاید به گوشش نمیرسد ، که شاید مردم شهر خبر دارش نمیکنند ، از حجم دلتنگی ام ... مگر میشود یک نفر جان دادنت را ببینند ، بداند مخاطبِ تمام شعرهایش هستی ... و سراغت را نگیرد ...!؟ علی قاضی نظام
-
سگ خارجی
شنبه 1 شهریور 1399 12:04
غم انگیزترین چیز دنیا از خواب بیدار شدن است وقتی می بینی هیچ چیز عوض نشده و باید ادامه بدهی ... سگ خارجی سمیرا رشیدپور
-
پشت این پنجره ها وقتی بارون میباره
شنبه 1 شهریور 1399 12:02
پشت این پنجره ها وقتی بارون میباره وقتی آهسته غروب ، تو خونه پا میذاره وقتی هر لحظه نسیم ،توی باغچه ها میاد توی خاک گلدونا، بذر حسرت میکاره وقتی شبنم میشینه ، رو غبار جاده ها وقتی هر خاطره ای تورو یادم میاره وقتی توی آینه، خودمو گم میکنم میدونم که لحظه هام ، رنگ آبی نداره تازه احساس میکنم که چشام بارونیه پشت این پنجره...
-
رفتن،
شنبه 1 شهریور 1399 11:57
رفتن، که همیشه دست تکان دادن نیست همیشه باخداحافظ گفتن همراه نیست میشود بمانی اما رفته باشی!چقدر دورِمان پُراست، از ماندههای رفته! حامد نیازی
-
از زندگانیم گله دارد جوانیم
شنبه 1 شهریور 1399 11:56
از زندگانیم گله دارد جوانیم شرمنده جوانی از این زندگانیم دارم هوای صحبت یاران رفته را یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق داده نوید زندگی جاودانیم چون یوسفم به چاه بیابان غم اسیر وز دور مژده جرس کاروانیم گوش زمین به ناله من نیست آشنا من طایر شکسته پر آسمانیم گیرم که آب و دانه دریغم...
-
شاد کن جانِ من،
شنبه 1 شهریور 1399 11:51
شاد کن جانِ من، که غمگین است...
-
در این دنیا
شنبه 1 شهریور 1399 11:51
در این دنیا یک نفر هست که می توانستم تمامی این اشعار را برایش بفرستم اما چه ؟ بگذار لب ها لبخندی تلخ بگشایند و قلب من یکبار دیگر بلرزد آنا آخماتووا
-
می توانستم دامنم را پر از شکوفههای یاس کنم
شنبه 1 شهریور 1399 11:50
می توانستم گیلاسم را تا نیمه از شرابِ کهنه پر کنم می توانستم یکی از آن آهنگهای قدیمی را بگذارم و آرام آرام خمارِ نوستالژی روزگارِ خوب شوم می توانستم پا برهنه کوچههای باریکِ باغ را بدوم می توانستم دامنم را پر از شکوفههای یاس کنم و مست شوم ... مستِ مستِ مست اما پشتِ این پنجره، رو به دریا نشستم و برای تو شعر...
-
سلام برحسین(ع)
شنبه 1 شهریور 1399 11:49
-
هر آنچه که ما را مجذوب می کند
جمعه 31 مرداد 1399 12:45
هر آنچه که ما را مجذوب می کند ریشه اش در قلبمان است...
-
وقتی مرتکب جنایت شدند عدالت را اختراع کردند
جمعه 31 مرداد 1399 12:44
وقتی مرتکب جنایت شدند عدالت را اختراع کردند و بعد برای حفظ عدل کتاب های قطوری نوشتند و اسمشان را قانون گذاشتند سپس برای اجرای قانون گیوتین را برپا کردند !!!
-
براى هیچکس، هیچگاه ممکن نیست
جمعه 31 مرداد 1399 12:42
براى هیچکس، هیچگاه ممکن نیست در غم و شادى دیگران شریک شود حتى ممکن نیست که آنرا درک کند آدمها نفوذ ناپذیرند و ذهنها ارتباط ناپذیر. در عشق،دوستى و هر پیوند دیگرى، هر طرفى براى طرف دیگر بیگانه اى ست مرموز... انسان چه در خانه، چه در میان دوستان و چه در محیط کار، هــیچگاه نمى تواند به چیزى جز تنهایى مشترک که نصیب همهى...
-
عزیز وطن غریب وطن بی نوا وطن
جمعه 31 مرداد 1399 12:41
در هیچکس همت و دین و ثبات نیست جان کندن است زندگی ما حیات نیست از هیچ سمت راه گریز و نجات نیست ای خاک تو جواهر و لعل و طلا وطن تهرانیان همه گرفتار مصیبتند گیلانیان همه بر زوال و وحشتند تبریزیان گرفتار محنتند از بهر مرد و زن شده محنت سرا وطن عزیز وطن بی نوا وطن آن عقربی که بر وطن افتاد آن خائنین ستمگر و جلاد حاضرند آن...
-
متافیزیک عشق
جمعه 31 مرداد 1399 12:38
هر مرتبهٔ عشق هر چند هم که متعالی به نظر برسد، یکسره از غریزهٔ جنسی بر میخیزد؛ در واقع عشق مطلقا همان غریزه جنسی ست منتها در شکلی سرکشتر.
-
گر مرا ببوسی
جمعه 31 مرداد 1399 12:35
گر مرا ببوسی و اگر من چشم در چشم تو شوم می ترسم از ویرانی ام نگاه تو چون شراره ای است که ناگهان شعله ور می شوند و من به زندگانی بلند گل سرخی فکر می کنم که بی هیچ تشویشی در انتظار جاودانگی ست "آلدا مرینی" مترجم: اعظم کمالی
-
صدایت می کنم آقا
جمعه 31 مرداد 1399 12:28
صدایت می کنم آقا جوابم می دهی جانم ! نمی دانی که با این حس نفس در سینه می ایستد... "بارانا حسینی"
-
یااباعبدالله
جمعه 31 مرداد 1399 12:27
-
من هم راه پدرم را میپسندم
جمعه 31 مرداد 1399 12:12
من هم راه پدرم را میپسندم وقتی قدمرو رژه رفت وسط گلهی دکترها با موهای سفیدتر از روپوش پزشکی – مثل نره گوریل سالخوردهای با هیبت نقرهای البته رفتار دکترها با پدرم همیشه محترم بود آنها گفتند قربان ما برای شما چیزی آوردیم تشخیصی عین واقع ما دو بیماری برایتان داریم پارانوئید از نوع شیزو فرنیک و هپاتیت مزمن ب،...
-
برای بهتر دیدن زمین
جمعه 31 مرداد 1399 12:11
برای بهتر دیدن زمین باید کمی از آن فاصله گرفت .
-
انسان در جستجوی معنا
پنجشنبه 30 مرداد 1399 12:39
آنچه انسانها را از پای درمیآورد رنج ها و سرنوشت نامطلوبشان نیست؛ بلکه بیمعنا شدن زندگیست که مصیبت بار است و معنا تنها در لذت و شادمانی و خوشی نیست؛ بلکه در رنج و مرگ هم میتوان معنایی یافت.
-
تسلیت
پنجشنبه 30 مرداد 1399 12:37
-
او رفت من به رفتنش ماندم
پنجشنبه 30 مرداد 1399 12:34
او رفت من به رفتنش ماندم قسم به واژه ی مقدس که راه ها هم توبه کرده اند مهدی محمدی
-
دنیا کوچیک نشده، فقط از درون خالی شده
پنجشنبه 30 مرداد 1399 12:25
دنیا کوچیک نشده، فقط از درون خالی شده