-
کنار قدم های جابر
سهشنبه 15 مهر 1399 12:27
-
امشب آسمان جور دیگر غصّه دار است
سهشنبه 15 مهر 1399 12:25
امشب آسمان جور دیگر غصّه دار است چشم اَبرها تَر می شود تلاوت می کند باران اسم اَت را وقتی هوای دلم می گیرد مرتضی سنجری
-
انسان فقط چیزی را دوست دارد که
سهشنبه 15 مهر 1399 12:24
انسان فقط چیزی را دوست دارد که کاملا تصاحب نکرده است !
-
کتابی که می خوانی
سهشنبه 15 مهر 1399 12:23
هرچه بیشتر کتاب بخوانید، بیشتر از زندگی حقیقی برخوردار خواهید شد ...
-
از انعکاس عکس ماه روی آب
سهشنبه 15 مهر 1399 12:22
از انعکاس عکس ماه روی آب خواب ماهیها آشفته می شود، این همان کاریست که یاد تو با من میکند هرشب! شیرین فرهادی
-
به موسم آمدنت
سهشنبه 15 مهر 1399 12:20
به موسم آمدنت تمام مسیر را تمام راه قدومت را گل باران خواهم کرد تو فقط بگو از کدام راه میآیی و کی؟ نجوا رستگار
-
گاهی اوقات تصور میکردم دیوانه شدهام
سهشنبه 15 مهر 1399 12:17
گاهی اوقات تصور میکردم دیوانه شدهام یا اینکه با دیگران تفاوت دارم. اما من همان کارهایی را که دیگران میکردند انجام میدادم. با کمی کوشش فلسفهی افلاطون را مطالعه میکردم، اما قادر نبودم دربارهی هدف زندگیم که در تاریکی پنهان گشته بود اندیشه نمایم. آینده برایم نامشخص بود و نمیتوانستم مانند دیگران بگویم که میخواهم...
-
تو را میخواهم شبیه پیراهنی
سهشنبه 15 مهر 1399 12:15
تو را میخواهم شبیه پیراهنی که همه میگویند به تنت تنگ است اما اصرار به پوشیدنش دارم! و چه حسرتی از این بیشتر که هر کاری میکنم عشق اندازه ام نمی شود فرشته رضایی
-
در وصف چشمهایت شعری نمیتوان گفت
سهشنبه 15 مهر 1399 12:15
در وصف چشمهایت شعری نمیتوان گفت هـر واعظی ندانــد تفسیـر آیـــــه ها را ...
-
به شوق پرواز
سهشنبه 15 مهر 1399 12:14
به شوق پرواز در بیکران خویش غرق در تنهایی با اشکهایم بال می سازم مژگان فتوحی
-
چشم دل بگشا
دوشنبه 14 مهر 1399 13:02
اگر بخواهید در زندگی به زور کسی یا چیزی را بدست بیاورید، نشانه ی آن است که آن شخص یا آن چیز موهبت شما نیست. آنچه را که به زور به چنگ آورید، برای نگاه داشتن اش نیز باید بجنگید.
-
ماه از پنجره ی سرد به من می نگرد
دوشنبه 14 مهر 1399 13:01
ماه از پنجره ی سرد به من می نگرد من به تُنگی که در آن چشمِ یک ماهیِ کوچک خوابِ اقیانوسی را می بیند آرش آزرم
-
آرزوی مرگ
دوشنبه 14 مهر 1399 13:00
اولین نشانههای بارقه ادراک، آرزوی مرگ است. این زندگی تحمل ناپذیر مینماید و زندگی دیگر دست نیافتنی. آدم دیگر از میل به مردن احساس شرم نمیکند؛ تقاضایش این است که از سلول قدیمیاش که از آن بیزار است، به سلول تازهای منتقل شود که از آن بیزار خواهد شد. آخرین نشانههای ایمان هم اینجا دخیل است، زیرا در وقت انتقال شاید...
-
من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است
دوشنبه 14 مهر 1399 13:00
من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است راه دل خود را نتوانم که نپویم هر صبح در آیینه جادویی خورشید چون می نگوم او همه من ، من همه اویم "فریدون مشیری"
-
همهی آدما احتیاج به یه رفیقِ خوب و صمیمی دارن که
دوشنبه 14 مهر 1399 12:59
همهی آدما احتیاج به یه رفیقِ خوب و صمیمی دارن که یه جا دور از چشم بقیه قایمش کنن و همیشه هم دلشون به بودنش قرص باشه
-
من همان پنجره رو به خیابان بودم
دوشنبه 14 مهر 1399 12:58
من همان پنجره رو به خیابان بودم که شبی بسته شد و رو به کسی باز نشد "مهدی فرجی "
-
هر ایرانی یک راننده ی نیسان
دوشنبه 14 مهر 1399 12:57
هر ایرانی یک راننده ی نیسان
-
به تو گفتم: «گنجشک کوچک من باش
دوشنبه 14 مهر 1399 12:53
به تو گفتم: «گنجشک کوچک من باش تا در بهار تو من درختی پرشکوفه شوم». و برف آب شد، شکوفه رقصید، آفتاب درآمد. من به خوبی ها نگاه کردم و عوض شدم من به خوبی ها نگاه کردم چرا که تو خوبی و این همه اقرارهاست، بزرگ ترین اقرارهاست. من به اقرارهایم نگاه کردم سال بد رفت و من زنده شدم تو لبخندی زدی و من برخاستم دلم می خواهد خوب...
-
عمل مثبت شما با تفکر مثبت ،
دوشنبه 14 مهر 1399 12:52
عمل مثبت شما با تفکر مثبت ، باعث موفقیت می شود ...
-
من از آغوش تو
دوشنبه 14 مهر 1399 12:52
من از آغوش تو بارها به بهشت رفتهام بهشت مگر کجا مىتواند باشد جز آنجا که با خودت نگویى کاش جاى دیگرى بودم؟ بهرام حمیدیان
-
یک جهان بر هم زدم
یکشنبه 13 مهر 1399 12:23
یک جهان بر هم زدم وَز جمله بگزیدم تو را...
-
پاییز
یکشنبه 13 مهر 1399 12:19
-
آدم سر به هوایی نیستم.
یکشنبه 13 مهر 1399 12:18
آدم سر به هوایی نیستم. به نظر خودم جدی هم نیستم. به اعتقاد من آدم باید این روزها ترکیبی از این دو باشد. به ارزش کار هم اعتقاد دارم. هرچه سخت تر بهتر. آدمی که کار نمی کند زیادی وقت دارد، آنقدر که نمی تواند به خودش و مشکلاتش برسد...
-
چون خزان در برگریزان است گلریزان ما...
یکشنبه 13 مهر 1399 12:16
چون خزان در برگریزان است گلریزان ما... صائب تبریزی
-
سرمایه شکسته دلان چیست
یکشنبه 13 مهر 1399 12:15
-
باید با من حرف میزدی ...
یکشنبه 13 مهر 1399 12:14
باید با من حرف میزدی ... من محتاج یک جمله بودم ... جمله ای از تو که مرا از آغوش زنجیرهای ننوشتن برهاند ... باید با من حرف می زدی تا چیزی می نوشتم ... کلید ادامه ی زندگی در حنجره ی تو بود ... در صدای تــــــــــو ... تویی که در من ... من را گم کرده بودی ... سید محمد مرکبیان
-
در بیابانی خالی ملاقاتت کردم
یکشنبه 13 مهر 1399 12:13
در بیابانی خالی ملاقاتت کردم تو از دریاها گذشته بودی،جنگلها را سیاحت کرده بودی هزار جاده ی مه آلود را پشت سر گذاشته بودی اما من چیزی برای تعریف کردن نداشتم من همانجا مانده بودم و امیدوار بودم که هیچوقت نبینمت چطور دوباره به اونجا رسیده بودی؟ انگار فقط یک مقصد وجود دارد؟ علیرضا قاسمیان خمسه
-
سفربه انتهای شب
یکشنبه 13 مهر 1399 12:12
همراه بعضی از کلمات، کلمات دیگری هستند که لابلایشان یا زیرشان مخفی شدهاند؛ درست مثل قلوهسنگها. توجه خاصی به آنها نداری، ولی یکدفعه به خودت میآیی و میبینی که تمام عمرت همینها تو را میلرزانند، سرتاسر عمرت، چه در لحظات ضعف و چه در روزهای قدرت... آنوقت است که وحشت بَرَت میدارد... دستکمی از سقوط بهمن ندارد......
-
هر عابری در این شهر یک مرده ی عمودی است
یکشنبه 13 مهر 1399 12:11
هر عابری در این شهر یک مرده ی عمودی است این شهر تا بخواهید، سنگ مزار دارد... سعید_بیابانکی
-
تـ♥ـو باشی
یکشنبه 13 مهر 1399 12:10
باران باشد تـ♥ـو باشی یک خیابان بی انتها باشد به دنیا میگویم... خداحافظ! گروس عبدالملکیان