-
داشتم نگاهت می کردم
دوشنبه 9 فروردین 1400 01:03
داشتم نگاهت می کردم نگاهت می کردم گفتم وای! چه زیبا شده ای! بانوی من! دستم را گرفتی خدا گفت: چه لحظهی باشکوهی! شماها عشقبازی کنید, من هم خدا می شوم و... خلقت جهان را شروع کرد سه روزش صرف اندام تو شد سه روزش خرج دست های من روز هفتم صدای تو را جوری درآورد که تا ابد دلم بریزد...
-
شعور یعنی ؛
دوشنبه 9 فروردین 1400 01:01
شعور یعنی ؛ پیش از آنکه درک شویم درک کنیم ..
-
وجودم به سمت تو خیز برمیدارد
دوشنبه 9 فروردین 1400 00:59
وجودم به سمت تو خیز برمیدارد اما ظاهرم ساکت است ...
-
تنها یک تقاضا دارم ، و فروتنانه آن را می خواهم
دوشنبه 9 فروردین 1400 00:58
تنها یک تقاضا دارم ، و فروتنانه آن را می خواهم با آنکه می دانم تقاضای گزافی است : با دقت خوانده شوم ...
-
مبل ها را چیدم،
دوشنبه 9 فروردین 1400 00:58
مبل ها را چیدم، پرده ها را کنار پنجره قاب ها را به دیوار آویختم؛ بعد دو فنجان چای ریختم، و فکر کردم به 365 روز دیگر که میتوانم با چیدمانی دیگر دوستت بدارم. لیلا_کردبچه
-
عیدتون مبارک
دوشنبه 9 فروردین 1400 00:56
-
در جهان بال و پر خویش گشودن آموز
یکشنبه 8 فروردین 1400 00:30
در جهان بال و پر خویش گشودن آموز که پریدن نتوان با پر و بال دگران ...
-
تو خامشی، که بخواند؟
یکشنبه 8 فروردین 1400 00:16
تو خامشی، که بخواند؟ تو میروی، که بماند؟ که بر نهالک بیبرگ ما ترانه بخواند؟ ... بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان حدیث عشق بیان کن، بدان زبان که تو دانی محمدرضا شفیعی کدکنی
-
مردم حقیقت را نمیپذیرند،
یکشنبه 8 فروردین 1400 00:14
مردم حقیقت را نمیپذیرند، چون نمیخواهند به تخیلاتی که تمام عمر بر اساس آن زندگی کردهاند، آسیبی وارد شود.
-
پیچ در پیچ ِ گیســـوی بـــاران
یکشنبه 8 فروردین 1400 00:13
پیچ در پیچ ِ گیســـوی بـــاران تــو را میــــجویم بر کویـــــر دلــم بـــبار تا چـــو جـــــوانه ای ســــر از خـــاک برگـــــــیرم.... .نیلوفر ثانی
-
همهی زنان
یکشنبه 8 فروردین 1400 00:09
همهی زنان با حضور زنی دیگر فراموش نمیشوند! زنی وجود دارد که اگر گم شد، تمام زندگیات را برای جمع کردن چهرهاش از صدها زن دیگر، میگذرانی و پیدایش نمیکنی! نزار قبانی
-
تو که رفتی
شنبه 7 فروردین 1400 00:36
تو که رفتی تنها صندلی ماند شاخه گلی و لیوانی که نزد من است هنوز. اولی مسند زیباترین ترانه های من است دومی در دل ام رویید و سومین سرشار از بوسه های تو بود آمدم که عطر تو را بنوشم اما غرق آن شدم. شیرکو_بیکس
-
چه کردهای که منِ تیز چنگِ چشمدریده
شنبه 7 فروردین 1400 00:35
چه کردهای که منِ تیز چنگِ چشمدریده میان اینهمه آهو دل شکار ندارم ... غلامرضا طریقی
-
مهربان باشید
شنبه 7 فروردین 1400 00:34
-
امروز از تختِ سینه ام، دستی
شنبه 7 فروردین 1400 00:33
امروز از تختِ سینه ام، دستی دریچهی مخفی را آهسته باز کرد... در من تو را بیدار کردند! ای کاش در من همیشه تو را بیدار می کردند رضا_براهنی
-
صد برگهی سفید پسش دادهام، بس است
شنبه 7 فروردین 1400 00:29
صد برگهی سفید پسش دادهام، بس است کِی خسته میشود فلک از امتحانِ من؟ حسین جنتی
-
عشق چه به ناگهان بیاید،
شنبه 7 فروردین 1400 00:24
عشق چه به ناگهان بیاید، چه به آهستگی فرقی نمی کند تو را به تمامی در بر خواهد گرفت مثل خیس شدن چه در باران باشد، چه در مه.
-
مهربانی
جمعه 6 فروردین 1400 01:13
مهربانی زبانی است که : برای کور دیدنی ، برای کر شنیدنی ، و برای لال گفتنی است ...
-
گاه با خود فکر میکنم
جمعه 6 فروردین 1400 01:12
گاه با خود فکر میکنم که اگر شب نبود آدم ها در کجا رویاشان را آغوش میگرفتند و در خود گم میشدند..؟ عارف_محسنی
-
یادبگیریم.
جمعه 6 فروردین 1400 01:12
-
آنجا که عشق حاکم است از قدرت خبری نیست
جمعه 6 فروردین 1400 01:11
آنجا که عشق حاکم است از قدرت خبری نیست و جایی که قدرت حاکم است از عشق خبری نیست ؛ این دو سایهی یکدیگرند !
-
در زندگی گاهی کمی از ساده دلی را
جمعه 6 فروردین 1400 01:10
در زندگی گاهی کمی از ساده دلی را که برای باختن لازم است تا سرانجام بتوان برد، در خود باز می یابم. منظورم اینست که باید به اعتماد داشتن به مردم ادامه داد. زیرا چندان مهم نیست که فریبتان بدهند، به شما خیاتت کنند یا مسخره تان کنند مهم آنست که همچنان به آنها اعتماد کنید. بهتر است که تا قرنها، حیوانات کینه توز به خرج شما...
-
هـــر که از ساقی ؏ـشق تــو
جمعه 6 فروردین 1400 01:10
هـــر که از ساقی ؏ـشق تــو چو من باده گــرفٺ... بیخــــود و.. بیخــــرد و.. بیخبــــر و .. حیـــــــــــــــــراݧ شد...!!! عــطار
-
برای آرزوهای محال خویش میگریم
جمعه 6 فروردین 1400 01:09
-
رفیق که داشته باشی؛
جمعه 6 فروردین 1400 01:08
رفیق که داشته باشی؛ تمام دقایقِ زندگی ات، لبریزِ عشق و آرامش می شو . خیابان ها جان می دهند برایِ قدم زدن ، و هر اتفاقِ کوچکی، بهانه ای می شود برای شاد بودن... کسی هست که با گرما و شیرینیِ حضورش؛ سرما و تلخیِ روزگار تو را بگیرد، کسی که محبتش بی منت باشد و معرفتش بی پایان! کسی که آفریده شده تا بانیِ بهترین خاطراتِ زندگی...
-
من و جام می و معشوق، الباقی اضافات است
جمعه 6 فروردین 1400 01:08
من و جام می و معشوق، الباقی اضافات است اگر هستی که بسم الله، در تأخیر آفات است مرا محتاج رحم این و آن کردی، ملالی نیست تو هم محتاج خواهی شد، جهان دار مکافات است... ز من اقرار با اجبار می گیرند، باور کن شکایت های من از عشق ازین دست اعترافات است میان خضر و موسی چون فراق افتاد، فهمیدم که گاهی واقعیت با حقیقت در منافات...
-
زمان مانند رودخانهی جاریست
پنجشنبه 5 فروردین 1400 00:17
زمان مانند رودخانهی جاریست و تنها عشق جاودانهست کنارم که باشی در تمامی لحظات پیش از آنکه به پایان رسند من و تو میدرخشیم.... روشنتر از خورشید عشق آفتابیست در چشمان تو رهام_شرطی
-
این دیالوگ کلاهقرمزی هم خیلی خوبه:
پنجشنبه 5 فروردین 1400 00:14
این دیالوگ کلاهقرمزی هم خیلی خوبه: . . . . . . آقای مجری، فصل بهاره، خیلی از موجودات از لونههاشون درمیان... فامیل دور: مگسا... کلاهقرمزی: پشهها... پسرعمهزا: مهمونا...
-
و دستانِ تو بِداههای گرم و بههنگام بود
پنجشنبه 5 فروردین 1400 00:12
و دستانِ تو بِداههای گرم و بههنگام بود که در ذهنِ گنجشکهای زمستاندیده نمیگنجید آمدی با سخاوتِ دستانت و از کنارِ ناخنهایم، برگهای تازه جوانه زد بر چندشاخگیِ موهایم گنجشکهای جوان لانه ساختند و آوازهای تازه آموختم به آینه گفتم «فرصت کم است وقتی برای شمردنِ بهارهای رفته نمانده، دستی به موهایم بکش هرطور شده باید...
-
برای هر زنى
پنجشنبه 5 فروردین 1400 00:10
برای هر زنى باید قلبی بزرگ در اتاقی کوچک بتپد بی تاب بی مرز بی هیچ هراسی... نیکی_فیروزکوهی