-
رفاقت جریانی ست توی خون آدم که یکباره میجوشد،
یکشنبه 14 شهریور 1400 01:10
فکر نکنید هر کس که از راه رسید هرکس که با شما خندید هرکس که چند صباحی گیر داد و پیگیر شد می تواند رفیق شما باشد... رفاقت جریانی ست توی خون آدم که یکباره میجوشد، وقت هایی که بداند بودنش لازم است، همین به موقع بودن، چگونه بودن؛ میشود اصالتِ یک رفاقت...
-
اثبات بودنت کار سختی نیست،
یکشنبه 14 شهریور 1400 01:07
اثبات بودنت کار سختی نیست، کافی ست اواخر همین شعر به جای نوشتن ببوسمت... کامران رسول زاده
-
ما راه می رفتیم و می خندیدیم
یکشنبه 14 شهریور 1400 01:04
ما راه می رفتیم و می خندیدیم ما فقط ده ساله بودیم و"سر جوخه "اسمی بود که ریسه می رفتیم ما چه می دانستیم روبروی همین اسم جویبارهای کوچکی از خون به راه می افتند! .... .... .... یکی از ما گفت" تیر خلاص" از پسرها بود هیچکداممان نخندیدیم خنده دار نبود اصلا زشت بود این بازی!!
-
هر کجا یک تار مویت بر هوس،
یکشنبه 14 شهریور 1400 00:23
هر کجا یک تار مویت بر هوس، سر مینهد تار ما را پود باد و پود ما را تار باد... مولانا
-
به کویت با دل شاد آمدم با چشم تر رفتم
یکشنبه 14 شهریور 1400 00:23
به کویت با دل شاد آمدم با چشم تر رفتم به دل امیر درمان داشتم درمانده تر رفتم تو کوته دستی ام می خواستی ورنه من مسکین به راه عشق اگر از پا در افتادم به سر رفتم نیامد دامن وصلت به دستم هر چه کوشیدم ز کویت عاقبت با دامنی خون جگر رفتم حریفان هر یک آوردند از سودای خود سودی زیان آورده من بودم که دنبال هنر رفتم ندانستم که تو...
-
ای عمر دریغا که پر از درد گذشتی
یکشنبه 14 شهریور 1400 00:22
ای عمر دریغا که پر از درد گذشتی رومینا معین زاده +خدایا خودت پناه مون باش
-
آدم ها باید توی زندگیشان پای خیلی چیزها بایستند.
شنبه 13 شهریور 1400 00:38
آدم ها باید توی زندگیشان پای خیلی چیزها بایستند. پای حرف هایی که می زنند، قول هایی که می دهند، اشتباهاتی که می کنند، احساساتی که بروز می دهند، نگاه هایی که از عمق جان می کنند، دوستت دارم هایی که می گویند، زندگی هایی که می بخشند، و عشق هایی که نثار می کنند... آدم ها باید توی زندگیشان پای انتخاب هایشان بایستند....
-
و من به دیدن تو
شنبه 13 شهریور 1400 00:37
و من به دیدن تو چنان در آینه ات مشغولم که جهان از کنارم می گذرد بی آنکه سر برگردانم... علی_بابا_چاهی
-
نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی،
شنبه 13 شهریور 1400 00:35
نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی، گذری کن که خیالی شدم از تنهایی... عراقی
-
عجب دنیایی است
شنبه 13 شهریور 1400 00:35
-
هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشد
شنبه 13 شهریور 1400 00:34
هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشد آه، تصویر تو هرگز به تو مانند نشد گفتم از قصه عشقت گرهى باز کنم به پریشانى گیسوى تو سوگند نشد خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندند تا فراموش شود یاد تو هرچند نشد من دهان باز نکردم که نرنجی از من مثل زخمى که لبش باز به لبخند نشد دوستان عاقبت از چاه نجاتم دادند بلکه چون برده مرا هم بفروشند...
-
دلتنگی یعنی
شنبه 13 شهریور 1400 00:30
دلتنگی یعنی جاذبه بر عکس شود؛ وزن زمین روی دلت سنگینی کند.. فرشیدذوالفقاری
-
وقتی به آغوش می گرفتمش
شنبه 13 شهریور 1400 00:25
وقتی به آغوش می گرفتمش دیگر به هیچ چیز فکر نمی کردم نمی دانم...؛ شاید آغوش او بُن بست تمام افکارم بود... مانی_دانته
-
آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ
شنبه 13 شهریور 1400 00:18
آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ کردهای عهد که بازآیی و ما را بکشی وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ رفتی و باز نمیآیی و من بی تو به جان جان من اینهمه بی رحم چرایی، بازآ وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی گرچه مستوجب صد گونه...
-
خیانت نکن
شنبه 13 شهریور 1400 00:13
-
وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی
شنبه 13 شهریور 1400 00:11
وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غَم شَب های جُدایی هوشنگ ابتهاج
-
شمارش معکوس دندان ِعشق ِمن گردست
جمعه 12 شهریور 1400 01:13
شمارش معکوس دندان ِعشق ِمن گردست تمام تورا می خواهم هربار بگویی نه صفر، نقطه یِ تکرار ست.. . نیلوفرثانی
-
آه.. آی روزگار
جمعه 12 شهریور 1400 01:11
آه.. آی روزگار کاش چوب لای چرخت می گذاشتم هرگز بزرگ نمی شدم کیومرث محمدپرست
-
خوشا کسیکه ز عشقش دمی رهائی نیست
جمعه 12 شهریور 1400 01:09
خوشا کسیکه ز عشقش دمی رهائی نیست غمش ز رندی و میلش به پارسائی نیست دل رمیده ی شوریدگان رسوائی شکستهایست که در بند مومیائی نیست عبید زاکانی
-
قسمتام نیستی و این یعنی:
جمعه 12 شهریور 1400 01:00
حیف! با اینکه دوستت دارم سهمِ دستانم از تو پرهیز است قسمتام نیستی و این یعنی: زندگی، واقعا غم انگیز است... "امید صباغ نو"
-
دل به دریا زد
جمعه 12 شهریور 1400 00:53
دستش را بر زلف رود کشید جرعه جرعه موسیقی ِشور نوشید دل به دریا زد آب را می رقصید.. . نیلوفرثانی
-
همین که میخندی
جمعه 12 شهریور 1400 00:37
همین که میخندی دوباره دلم ضعف میرود دوباره واژهها صف میکشند برای سرودنت، برای بوسیدنت دوباره بیچارهات میشوم دوباره عاشقت .. " لیلا مقربی"
-
جانا بیا که بی تو دلم را قرار نیست
جمعه 12 شهریور 1400 00:31
جانا بیا که بی تو دلم را قرار نیست بیشم مجال صبر و سر انتظار نیست دیوانه این چنین که منم در بلای عشق دل عاقبت نخواهد و عقلم به کار نیست گر خواندنت مراد و گر راندن آرزوست آن کن که رای تست مرا اختیار نیست ما را همین بسست که داریم درد عشق مقصود ما ز وصل تو بوس و کنار نیست ای دل همیشه عاشق و همواره مست باش کان کس که مست...
-
برایم مهم نیست
جمعه 12 شهریور 1400 00:28
-
"صدای پای آب"
جمعه 12 شهریور 1400 00:24
"صدای پای آب" از شب ِتابستان به جان می رسید در آبی ِحوض ترنم ِعشق سیب و انار وخاطره ی دست های ِسپید تو می جوشید من بر گلوگاه ِشب بوسه میزدم که تا دیدار تو پیاپی ماه مینوشید... نیلوفرثانی
-
بهار تویی
جمعه 12 شهریور 1400 00:19
بهار تویی که هر شاخه ی ِشکسته ام باتو هوس ِ جوانه میکند.. نیلوفرثانی
-
دلم چون ساحل می داند
پنجشنبه 11 شهریور 1400 00:55
دلم چون ساحل می داند چگونه با دریا در دهانش زندگی کند نجوا کردن با امواج آرامش ماسه های اوست پرویز صادقی
-
این روز ها همه شاعر شده اند
پنجشنبه 11 شهریور 1400 00:51
این روز ها همه شاعر شده اند تو در خیال همه چه میکنی... پیچگاژکریمزاده
-
آنکه یک عمر،
پنجشنبه 11 شهریور 1400 00:50
آنکه یک عمر، به شوق تو در این کوچه نشست، حال وقتی به لب پنجره میآیی نیست ! فاضل نظری
-
کلاغ ها به خانه برمی گردند
پنجشنبه 11 شهریور 1400 00:47
کلاغ ها به خانه برمی گردند ناقوس ها خاموش می شوند دنیا می رود شکوفه های معطر می مانند و تو با چراغ روشن ماه یک شبِ کامل می شوی پرویز صادقی