-
بوی تنت
سهشنبه 16 آذر 1400 00:40
بوی تنت در همه جا جاری نفست هوای زندگانی بوسه ات شفای جاودانی دلت عاشق جانی و منم در این حوالی مهرداد درگاهی
-
می دانی دوستت دارم
سهشنبه 16 آذر 1400 00:36
می دانی دوستت دارم نه گفتنی ست ، نه نوشتنی !! " فقط" حس شدنی ست از نگاهِ نگران من ، با دلواپسی های تو از خنده های من ، با برقِ نگاه تو از بی قراری هایم ، با خستگی های تو از بوسه های آرامم، بر پشتِ پلک های تو از شب بخیر گفتن ها تا آرامشِ خواب تو مریم مینائی
-
سلطان قلبم جانم علی موسی الرضا
سهشنبه 16 آذر 1400 00:25
تو رو دارم فقط روزی ازت میگیرم من یه سال مشهد نیام دق میکنم میمیرم من به این گنبد و ایوون تو عادت کردم با خودم تو خلوت حرم قیامت کردم تو بهم اجازه شو دادی بیام پابوست خدا رو شکر که بازم تو رو زیارت کردم سلطان قلبم جانم علی موسی الرضا سلطان قلبم نگاهم بکن تو رو خدا واسم دونه بریز من هم کبوتر میشم اگه سنگم باشم اینجا...
-
زندگی را زیباتر کنیم
دوشنبه 15 آذر 1400 00:32
زندگی را زیباتر کنیم گاهی با ندیدن نشنیدن و نگفتن زندگی زیباتر میشود با یک گذشت کوچک به همین سادگی...
-
سکانس پاییز تایید نشد
دوشنبه 15 آذر 1400 00:31
سکانس پاییز تایید نشد طبیعت سانسور کرد تمام برگ ها را علیرضا سعادتی راد
-
گرانی عجیبی در راه است
دوشنبه 15 آذر 1400 00:28
گرانی عجیبی در راه است و سپرده بلندمدت آرزوهایم از لبخندهای عمیق تو خالیست، می ترسم دوام نیاورم خشکسالی اخیر عشقت را ! مثل نوبرانه باغها می دانم لبخندهایت را گران میفروشی!!! رحم کن، فقر دستانم را وقتی تمام زندگی من به لبخندهای تو بند است! ... سونیا رفیعی
-
حال زندگیت وقتی خوب میشه که
دوشنبه 15 آذر 1400 00:27
حال زندگیت وقتی خوب میشه که اول هوای خودت رو داشته باشی . .
-
اگه کسی رو دوست داری
دوشنبه 15 آذر 1400 00:26
دوست داشتن فقط یه حس خالی نیست اگه کسی رو دوست داری باید بهش وفادار باشی باید بهش متعهد باشی .....
-
یه شعر باید نوشت
دوشنبه 15 آذر 1400 00:25
یه شعر باید نوشت این همه احساس دلتنگی باران را من از دهلیز چشمه های سبز آمدم از خواب فولادیت برخیز مرا با خود ببر به آنچه ساده تر از سادگی ست ... سونیا رفیعی
-
که گر چه رنج به جان میرسد امید دواست
دوشنبه 15 آذر 1400 00:07
اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست اگر قبول کنی ور برانی از بر خویش خلاف رای تو کردن خلاف مذهب ماست میان عیب و هنر پیش دوستان کریم تفاوتی نکند چون نظر به عین رضاست عنایتی که تو را بود اگر مبدل شد خلل پذیر نباشد ارادتی که مراست مرا به هر چه کنی دل نخواهی آزردن که هر چه دوست پسندد به جای...
-
تو باید با روزهایِ بد بجنگی
دوشنبه 15 آذر 1400 00:04
[ تو باید با روزهایِ بد بجنگی تا روزهاے خوب زندگیت رو بدست بیارے ...] +روزهای خوب ما هم سرکردن با غم ودلتنگی و این چیزاست:)))
-
[ یه یادداشت برای خودم :
دوشنبه 15 آذر 1400 00:02
[ یه یادداشت برای خودم : همیشه سرتو خیلی شلوغ کن چون فرصت غمگین بودن پیدا نمیکنی ]
-
همه ذرات جان پیوسته با دوست
دوشنبه 15 آذر 1400 00:01
همه ذرات جان پیوسته با دوست همه اندیشه ام اندیشه ی اوست نمی بینم به غیر از دوست اینجا خدایا! این منم یا اوست اینجا؟ - فریدون مشیری
-
دلتون شاد
یکشنبه 14 آذر 1400 00:31
-
ولی آدمایی که بیشتر از همه
یکشنبه 14 آذر 1400 00:30
ولی آدمایی که بیشتر از همه لیاقت شادی رو دارن همه اتفاقای غم انگیز براشون می افته...
-
پائیز عاشق است ...
یکشنبه 14 آذر 1400 00:28
پائیز عاشق است ... مهر و محبتش به معشوق بی اثر بوده و از اشک چشمش آبان جاری شده و حالا در آتش آذر می سوزد . نرگس_امین_فر
-
دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا،
یکشنبه 14 آذر 1400 00:25
دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا، دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را… این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی! باید آدمش پیدا شود! باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد! سِنت که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که...
-
در استکان من غزلی تازه دم بریز
یکشنبه 14 آذر 1400 00:24
در استکان من غزلی تازه دم بریز مُشتی زغال بر سرِ قلیان غم بریز هِی پُک بزن به سردیِ لبهای خسته ام از آتش دلت سرِ خاکسترم بریز گیراییِ نگاه تو در حدّ الکل است در پیک چشم های تَرَم عشوه کم بریز وقتی غرورِ مرد غزل توی دستِ توست با این سلاح نظم جهان را به هم بریز بانو! تبر به دست بگیر انقلاب کن هرچه بت است بشکن و جایش صنم...
-
شرمی ست در نگاه من ، اما هراس نه
یکشنبه 14 آذر 1400 00:22
شرمی ست در نگاه من ، اما هراس نه کم صحبتم میان شما ، کم حواس نه چیزی شنیده ام که مهم نیست رفتن ات ! درخواست می کنم نروی ، التماس نه از بی ستارگی ست دلم آسمانی است من عابری " فلک " زده ام ، آس و پاس نه من می روم ، تو باز می آیی ، مسیر ما با هم موازی است ولیکن مماس نه پیچیده روزگار تو ، از دور واضح است از عشق...
-
من مسافر هستم
یکشنبه 14 آذر 1400 00:12
من نه جنگل هستم و نه دریا و نه کوهستانم من کویرم به دلم وعده ی باران ندهید ابرها رهگذرند چشم ندارم به ابر دل ابر با من نیست خسته ام مثل کسی که نمیداند آخرین حرف دل باران چیست دوستی با هر که کردم آخرش آزار بود می نشینم لب دیوار سکوت و در پیله ی تنهایی خویش من به پروانه شدن محتاجم بال من باور من خواهد شد تیشه باید...
-
پاییز!
یکشنبه 14 آذر 1400 00:11
-
محبوب من داشتم به تو فکر میکردم
یکشنبه 14 آذر 1400 00:10
محبوب من داشتم به تو فکر میکردم جهان به انتها رسید... محمدرضانعمت پور
-
یک عاشقانهی آرام
یکشنبه 14 آذر 1400 00:08
-
زندگی
شنبه 13 آذر 1400 01:29
-
احوال دل، آن زلف دوتا داند و من
شنبه 13 آذر 1400 01:28
احوال دل، آن زلف دوتا داند و من راز دل غنچه را ، صبا داند و من بی من تو چگونه ای ، ندانم اما من بی تو در آتشم ، خدا داند و من
-
چشمی به من شب زده انداخت و بگذشت
شنبه 13 آذر 1400 00:14
چشمی به من شب زده انداخت و بگذشت دینی که به من داشت نپرداخت و بگذشت در منظر این بت که تراشیده ی عشق است هر کس به طریقی دل و دین باخت و بگذشت بیچاره دوچشم منِ درگیر دوابروش کشته است مرا کشته و نشناخت و بگذشت چون بیهق آتش زده در بطن تواریخ با لشکر تاتار به من تاخت و بگذشت بایک نظر از گوشه ی چشمش به دوچشمم بر بخت پریشان...
-
هر چی کمتر.....
شنبه 13 آذر 1400 00:13
هر چی کمتر.....
-
در ابتدای سفر گفت بی سبب نگرانی
شنبه 13 آذر 1400 00:12
در ابتدای سفر گفت بی سبب نگرانی به بوسه گفتمش اما تو نیز چون دگرانی به یوسف تو هزاران عزیز دست به دامان تو مثل برده فروشان به فکر سود و زیانی گل شکفتهء خود را سپرده ام به تو ای رود به شرط اینکه امانت به آشنا برسانی مرا در آینه می بینی و هنوز همانم... تو را آینه می بینم و هنوز همانی هزار صبح توانستی و نخواستی اما...
-
حس خوب دوست داشتن
شنبه 13 آذر 1400 00:11
-
یک آدم شجاع
شنبه 13 آذر 1400 00:04