-
من با تو این دیوانگی را می پسندم
یکشنبه 18 اردیبهشت 1401 01:32
من با تو این دیوانگی را می پسندم در هر قدم هم شانگی را می پسندم در مسلخ خود رفتن و در خود شکستن این دشمنان خانگی را می پسندم ماندن به پای دانه تا باری بیارد در پیله و پروانگی را می پسندم در معبدت جایم بده ای حضرت عشق این شیوه فرزانگی را می پسندم با عشق باید تا جنون پر میکشیدم من با تو این دیوانگی را می پسندم مهساپارسا
-
گرچه تا صبح به عقل فلسفه بافی کردم
یکشنبه 18 اردیبهشت 1401 01:30
گرچه تا صبح به عقل فلسفه بافی کردم هر چه کردم ز تو من دل بکنم هیچ نشد مصطفی ملکی اَلَموتی
-
زندگی شاد
یکشنبه 18 اردیبهشت 1401 01:29
-
عشق من
یکشنبه 18 اردیبهشت 1401 01:29
عشق من برای من از رفتن ها چیزی نگو با من از ماندن حرف بزن با من از روزهایی بگو که آرزو داشته ای برای من از چیزهایی حرف بزن که تا به حال به زبان نیاورده ای من سراپا گوش می شوم تو فقط کمی از ماندن حرف بزن حاتمه ابراهیم زاده
-
پس و پیش نرو
یکشنبه 18 اردیبهشت 1401 01:28
پس و پیش نرو همینجا بایست اینجا هارمونی هست! فرهاد صادقی
-
چگونه است؟! که در من نخواهم بود
شنبه 17 اردیبهشت 1401 01:28
چگونه است؟! که در من نخواهم بود نیمی پخش در ساقه ها و نیمی دیگر گراییده به افق، که باز سربسته مانده در خوشه ها چنین رها در برم گرفته باد. چگونه است؟! به تابیدن که دستم می رسد به خورشید، و تنه ام را پوشانیده بهار، از این جا جایی میان بنفشه ها باران درز می کند ازمیان انگشتانم و پرنده می رود از آن روزنه بیرون. چگونه...
-
دل به دل راه نداره
شنبه 17 اردیبهشت 1401 01:07
-
میشد ای کاش
شنبه 17 اردیبهشت 1401 01:02
میشد ای کاش فکرت راه جمجمه ام را گم می کرد چه محال است گریز از تو انگار که بگویم: پرواز از خاطرِ پرنده برود یا هیچ پیله ای به پروانگی نرسد هیچ ابری آبستن نشود تا تمام جنبندگان نبض حیاتشان نزند انگار که کسوف و خسوف جهان را بردارد ناهید عباسی راهدار
-
الهی آمین
شنبه 17 اردیبهشت 1401 01:01
-
من کم نمی آورم
شنبه 17 اردیبهشت 1401 00:59
من کم نمی آورم مگر زمانی که دلتنگت میشوم نزار_قبانی
-
اگر دیداری هم نباشد،
شنبه 17 اردیبهشت 1401 00:58
اگر دیداری هم نباشد، حتی اگر لمسی هم نباشد، بی دلیل برای بعضی ها همیشه جایی در دلهایمان هست! جمال_ثریا
-
عشق
شنبه 17 اردیبهشت 1401 00:58
-
عشقِ تو
شنبه 17 اردیبهشت 1401 00:56
عشقِ تو مثل هوای دَم صبح است ؛ تازه اَم می کند...! کافیست کمی تو را نفس بکشم ، کافیست ریه اَم را از دوست داشتنت پُرکنم مینا_آقازاده
-
شاید
شنبه 17 اردیبهشت 1401 00:54
-
دروغ می گفت
شنبه 17 اردیبهشت 1401 00:54
دروغ می گفت اندازه ی سر سوزنی دوستم نداشت همیشه سَر و تَه عشق را با بوسه هم می آورد ولی حواسش به چشم هایش نبود حواسش نبود که عاشقی باید از چشم ها بیرون بزند نه از لب ها سوسن درفش
-
کلبه ای در دوردست
جمعه 16 اردیبهشت 1401 01:34
کلبه ای در دوردست سایه روشن مرموز سوتِ طوفانِ سرد رقصِ شاخه های بید پنجره ای نیمه باز دری نیمه بسته فانوسی نیمه سوز شبی بی قرار آتشی سرد بر منقل عرقی گرم بر پیشانی لیوانی تَرَک خورده چایِ بر زمین ریخته تفاله ای سوخته چشمانی گود رفته خش خش برگ های مرده کوکویی سربریده انتهای کوچه ی بی نام زیر درختی بی نشان قلبی افتاده...
-
حال خوب
جمعه 16 اردیبهشت 1401 01:32
-
با پرندگان خواهم گفت
جمعه 16 اردیبهشت 1401 01:32
-
کافیست دگر! بیا و رسوایم کن!
جمعه 16 اردیبهشت 1401 01:30
کافیست دگر! بیا و رسوایم کن! از فاصلهها بگذر و پیدایم کن دیوانه مرا خواسته بودی؛ حالا بنشین و یک عمر تماشایم کن! امیرعلی سراجی
-
زخمی عمیق دارد،
جمعه 16 اردیبهشت 1401 01:29
زخمی عمیق دارد، درخت عمر من از تبر تنهایی! سعیدفلاحی
-
:(
جمعه 16 اردیبهشت 1401 01:29
-
ایکاش ... شعر هم مثل یک زن بود
جمعه 16 اردیبهشت 1401 01:28
ایکاش ... شعر هم مثل یک زن بود زلفهایش... روی شانه ها افشان! گم میشد... در میان دلتنگی همچو فالی... در میان یک فنجان،!! مقصودی تکابی
-
عشق برای تو فقط یک شوخی بود
جمعه 16 اردیبهشت 1401 01:28
ع ش ق برای تو فقط یک شوخی بود برای من اما تمام زندگی بود. امین فرومدی
-
دلتنگیهایم را از من بگیر!
جمعه 16 اردیبهشت 1401 01:26
دلتنگیهایم را از من بگیر! *** آمدنت را، به من پس بده... رها فلاحی
-
به که پیغام دهم ؟
جمعه 16 اردیبهشت 1401 01:14
به که پیغام دهم ؟ دست من دست تو را میطلبد چشم من رد تو را میجوید لب من نام تو را میخواند پای من راه تو را می پوید به که پیغام دهم ؟ بی تو از خویش تنفر دارم دل من باز تو را میخواهد به که پیغام دهم د؟ به که پیغام دهم ؟ شکیبایی لنگرودی
-
انتظار
جمعه 16 اردیبهشت 1401 01:13
-
من که قوت غالبم بوده لب شیرین تو
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1401 04:26
من که قوت غالبم بوده لب شیرین تو بوسه بایستی بپردازم به جای فطریه؟ امیر سجادی
-
سکوت میکنم اما،،،
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1401 04:26
سکوت میکنم اما،،، چشمهایم، -[هنگامِ دیدار] حرفهای تلمبار شدهام را خوب بازگو میکنند! لیلا طیبی
-
شنیدن بعضی حرفا
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1401 04:24
-
تا تو را دیدم ،،
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1401 04:22
تا تو را دیدم ،، دلم لرزید... جایِ تهنیت ،،، عید را دستپاچه گفتم ؛ تسلیت خنده آمد بر لب من،، بر لب تو،، از خطای دل... ولی،، طفلکی حق داشت او این آخرین دیدار دل با یار بود .. مهدی حیدری گودرزی