-
اسم تو را که می برم
یکشنبه 26 تیر 1401 00:10
اسم تو را که می برم نمی دانی چه برقی می زند چشم های دلم و چه می لرزد مثل پروانه ای نشسته بر گل سرخ پرویز صادقی
-
من آن درختم، کاغذ شدم
یکشنبه 26 تیر 1401 00:07
من آن درختم، کاغذ شدم دیوان شعرعاشقانه برایت در وجود خود بنویسم علیرضا زرین
-
طبیعت
یکشنبه 26 تیر 1401 00:05
-
آفتاب را دوست دارم
یکشنبه 26 تیر 1401 00:02
آفتاب را دوست دارم به خاطر پیراهنت روی طناب رخت باران را اگر که می بارد برچتر آبی تو و چون تو نماز می خوانی من خداپرست شده ام... (بیژن نجدی)
-
دلم دیگر به زندگی گرم نیست.
یکشنبه 26 تیر 1401 00:00
دلم دیگر به زندگی گرم نیست. مادر می گوید: باید کمی به خودت برسی! اما چگونه وقتی از هر طرف می روم، به تو می رسم؟! (رضا کاظمی)
-
در من هزار جان است
شنبه 25 تیر 1401 00:14
در من هزار جان است برای بوسیدن تو بگذار از این زندان بهدر آیم و وجبوجب از این جهان را به جستجوی تو بمیرم میدانم که جهان جهنمی و تقدیرهای مسخرهاش حداقل در جان نهصدونودونهمی من کم خواهند آورد و من تو را در ورای همه حماسهها در آغوش خواهم کشید علیرضا غفاری حافظ
-
حال خوب
شنبه 25 تیر 1401 00:14
-
دست های دلم
شنبه 25 تیر 1401 00:12
دست های دلم برایت شاد می نویسند با چشم هائی که در آسمان عشق جای تمام ابرهای عقیم تو را گریه می کنند پرویز صادقی
-
انگار برگشته ام
شنبه 25 تیر 1401 00:12
انگار برگشته ام به روزهای جوانی ام تا می بینم او را دلم غنج می رود...! فروغ_گودرزی
-
فاجعه یعنی
شنبه 25 تیر 1401 00:11
فاجعه یعنی فاتِحانْ بر دلت چنبره انداخته اند و تو هنوز شصتت آگاه نیست! ای دل آگاه باش! علامتِ شصت همیشه مصداقِ رو به راه بودنِ امور نیست!!! علی رضا عزتی
-
انتظار
شنبه 25 تیر 1401 00:09
-
من سالها راست گفتهام
شنبه 25 تیر 1401 00:07
من سالها راست گفتهام به همه دنیا بجز خودم دلم میخواهد دروغ بگویم به همه دنیا بجز تو (کتایون آموزگار)
-
شتاب کردی وآفتاب نیامد!
شنبه 25 تیر 1401 00:04
شتاب کردی وآفتاب نیامد! گویی آسمان، غرقِ سکوتی آلزایمری ست... بر این غریبانه رفتن، ازپشتِ هزاران فرسنگ، از دورهانظاره کردن، دریغا که نزدیک ترین سوگِ کلمه بود! کیمیایی ،که درغربت بدل به خاک شد... روح_انگیز_هاشمی
-
طبیعت
شنبه 25 تیر 1401 00:02
-
معاصرِ لب های توبودم
شنبه 25 تیر 1401 00:00
معاصرِ لب های توبودم بادهانی تبعیدی ازتو واز تو چه بگویم که قفلِ دهانم دندان هایی کلیدشده است ونمک زیر زبانم از وحشت می لرزد زخمِ زبان! ودیگراینکه باز سربسته می گویم گلویِ تیزِ اسماعیل منم وچاقوی خستهِ ایمان هر روز قربانی تازه ای در من می آورد وآورده اند که دهان به دهان می چرخد حرف هایی از من بی آنکه گفته باشم چگونه...
-
نقاشی کرده ام تو را جزء به جزء
جمعه 24 تیر 1401 01:37
نقاشی کرده ام تو را جزء به جزء چشم در چشم منی روی دیوار رو به رو چشمهایت را میخواهم برای ادامه زندگی لبخندت را برای حرفهای یواشکی شانه ات را برای آرامش و دستهایت را برای آغوش آغوش به وقت دلتنگی ساغر روحانی فر
-
معشوق تازه ی من
جمعه 24 تیر 1401 01:30
معشوق تازه ی من دختری است با موهای موجی که از دامن بادهای وحشی ترانه می دزدد ترانه های دنباله دار و تارهای زخمی موهایش چیزی از جنگل های شمالی می داند معشوق تازه ی من به طرز تازه ای باد را بو می کند مثل دریا که نفسِ بریده ی ماه است بر پیشانی موج شیهه ای بلند دارد گره می شود با باد از سمت تیره ی من ماه تازه می شود...
-
شبیه توام!
جمعه 24 تیر 1401 01:29
-
تمام فانوس های جهان را هم که روشن کنی
جمعه 24 تیر 1401 01:28
تمام فانوس های جهان را هم که روشن کنی شـب، شـب اسـت. مـرا ببـوس، آدم دلش که روشن باشد تمام شـبهای تاریخ را هم طاقت می آورد. معصومه_صابر
-
دوستت دارم
جمعه 24 تیر 1401 01:25
دوستت دارم و ع ش ق تو از نامم می تراود مثل شیره ی تک درختی مجروح در حیاط زیارتگاهی. (شمس لنگرودی)
-
آمد به فلک نور ز عرش مه قدار
جمعه 24 تیر 1401 01:25
آمد به فلک نور ز عرش مه قدار تابنده جولان نفسی ده پریان را ای جام طریقت قبله ی عالم بدوان بدوان سرخ به پیمان جان رفته ز کویت نظری ده باده به دیدار بازار فلک می به تمنا نفروشد ای صاحب کعبه شمس به باید به در کلبه ی افلاک منیره کاوری
-
آییی زندگی!!!
جمعه 24 تیر 1401 01:24
-
مرا ببخش اگر نتوانستم
جمعه 24 تیر 1401 01:23
مرا ببخش اگر نتوانستم بیشتر از این برایت جوان بمانم تقصیر روزگار بود ؛ روزهای نیامدنت را روی دیوارِ صورتم خط می کشید... مینا_آقازاده
-
شرحِ فراقِ تو را زبانِ من ،
جمعه 24 تیر 1401 01:22
شرحِ فراقِ تو را زبانِ من ، چگونه بیان کند!؟ جز قلم ،چه مانده برای دل!؟ که قصیده ی زخم را عیان کند! روح_انگیز_هاشمی
-
ولادت امام هادی(ع) مبارک
جمعه 24 تیر 1401 01:20
-
دلبر جان..،
پنجشنبه 23 تیر 1401 00:20
دلبر جان..، نمی دانم در آغوش کدام ستاره خفته ای که از دامنِ شب تو را بچینم، شاید هم میان گیسوان نقره ای ماه خوابیده ای که شعر من هر شب می تراود از چشمان خُمارِ باغچه ی تنها در این سرزمین بی باران؛ سلام مرا به اَبر برسان تا تمام واژه های گُل های پیراهنت سیراب شوند! مرتضی سنجری
-
وای گربه
پنجشنبه 23 تیر 1401 00:18
-
حال این روزهایم بارانی است
پنجشنبه 23 تیر 1401 00:12
حال این روزهایم بارانی است اما نور از لای ابرهای ضخیم زمین سرد دلم را نشانه گرفته گرمای دستانت شوق نگاهت روی زیبایت امید را در دلم زنده کرده مهرداد درگاهی
-
تو بی خبری
پنجشنبه 23 تیر 1401 00:11
تو بی خبری هر بار به رعشه می افتد دلی که انگار برای اولین بار است صدای پای آمدن تو را می شنود... علیرضامیاحی
-
چشمانت رنگ پائیز من است
پنجشنبه 23 تیر 1401 00:10
چشمانت رنگ پائیز من است که صدای خش خش برگ ها همچون سمفونی باران ساز ناکوک دلم را می نوازد؛ وقتی گریه اَم می گرفت به هر ساز نگاهت رقصیدم با واژه های مژگان بلند تو میان دلتنگی هایِ شعر آسمان مغموم که از گونه هایت می چکید بر روی دفتر شعرم، انگار این آهنگ غمگین را عاشقانه در گوشه ی قلبم زمزمه می کردی! مرتضی سنجری