-
خدایاپناه مون باش
دوشنبه 24 مرداد 1401 00:50
-
کاش تو اینجا بودی
دوشنبه 24 مرداد 1401 00:46
کاش تو اینجا بودی تا با تو از مهر و ماه میگفتم کاش تو اینجا بودی تا با تو سبزه را سبز میکردیم گلهای باغچه را آب میدادیم رقص پروانه را روی گل سرخ به تماشا مینشستیم کاش تو اینجا بودی تا دست در دست هم زیر باران بوی نمناک خاک را فرو میبردیم و رقص قطرهها روی گلبرگهای تشنه را جشن میگرفتیم کاش تو اینجا بودی تا...
-
نزن باران که امشب یاد او پررنگ پررنگ است
دوشنبه 24 مرداد 1401 00:39
نزن باران که امشب یاد او پررنگ پررنگ است نزن باران تو میدانی چقدر امشب دلم تنگ است صدای چک چک آرام باران های تابستان فقط یاداور غم های عاشق های دلتنگ است تماشای بخار و دیدن چشمان زیبایش خیالم روی بوم پنجره مشغول نیرنگ است به یاد ماجراهای غم انگیز دلش با من نگاهم محو آغاز نزاع قطره و سنگ است سپاس از این سکوت تاربسته...
-
السلام علیک یااباعبدالله
دوشنبه 24 مرداد 1401 00:35
-
میدانی؟!
دوشنبه 24 مرداد 1401 00:35
میدانی؟! قندی دیگر به یکباره در دلم آب نمیشود. قندی اگر باشد تنها میتوانم تنها چای بنوشم با آن. و این جای خالی توست که در دلم آب میشود. آرمان سالمی لنگرودی
-
تمام شهر در سرم راه می رود
یکشنبه 23 مرداد 1401 12:02
تمام شهر در سرم راه می رود مسکنی نیست برای سر دردهای پی در پی هر کورس درد را پیاده می روم لیلادهقان
-
همه ی سایه ها سیاه است
یکشنبه 23 مرداد 1401 00:29
همه ی سایه ها سیاه است حتی سایه ی گلِ سفید یا آفتاب باش یا آفتاب پرست آرش آزرم
-
السلام علیک یااباعبدالله
یکشنبه 23 مرداد 1401 00:28
-
و این غم به سرآید
یکشنبه 23 مرداد 1401 00:25
-
وَ آمدیم تا، شاعر شویم؛
یکشنبه 23 مرداد 1401 00:24
وَ آمدیم تا، شاعر شویم؛ عاشق شدیم! ... شعر اما، ما را از آب و نان انداخت!
-
با من ماندن، سوختن است ساختن با دردهایم...
یکشنبه 23 مرداد 1401 00:23
با من ماندن، سوختن است ساختن با دردهایم... مردی اگر، بسم الله! با تو، من آیا تا پشت دریا خواهم رسید و به دشت یاس های سپید؟ محمد ترکمان
-
در جست وجوی خوشبختی
یکشنبه 23 مرداد 1401 00:22
-
آه،،، من درختی سبزم!
یکشنبه 23 مرداد 1401 00:22
ذهنم، ریشه دوانده؛ َتنهام، خورشید را میبوسد وَ آزادی،،، بر شاخههایم آشیانه کردهست. ... آه،،، من درختی سبزم! فرشته سنگیان
-
بیا عادت کنیم به هم
یکشنبه 23 مرداد 1401 00:21
بیا عادت کنیم به هم کار که نشد ندارد...! فروغ گودرزی
-
کمی زندگی
یکشنبه 23 مرداد 1401 00:20
-
به کسی غیر تو در سینه نمی باید.. عشق!!
یکشنبه 23 مرداد 1401 00:18
به کسی غیر تو در سینه نمی باید.. عشق!! گر چه جز غصه به دل هیچ نمی زاید عشق!! عمق چشمان کسی خانه خرابم کرده... به گمانم که مرا باز بفرساید عشق! پر پرواز دلم بسته به دستان کسی... نشود باز!!.. مگر...حکم بفرماید عشق! دل درمانده پشیزی مگرش جرات بود؟! شاید از دولتی چشم تو بنماید عشق! سر سردابه غم چشم به هر سو دارم... دل...
-
منتظر می مانی
شنبه 22 مرداد 1401 11:56
منتظر می مانی آرام آرام فصل به فصل سال ها می گذرند باران نمی بارد زیر پلک هایت ... دیوار گلدان ترک بر می دارد . (عباس عابد- ساوجی)
-
دیگر هرگز به قوّت قبل، شاعرانگی نمی کند
شنبه 22 مرداد 1401 01:50
دیگر هرگز به قوّت قبل، شاعرانگی نمی کند دیگر رنسانس عصرِ واژه هایش، ایدئولوژی ندارد "زبان" همان زبان اما دیگر "چشم ها" همان چشم ها نیستند طور دیگری همه چیز به نظر می رسد فرض کن آسمانش، زمین شود فرض کن روزش، شب شود فرض کن بدیهیاتش، غیرقابل اثبات شود وقتی که تمام عقل سلیم ها را زیر سوال ببرد به عشق...
-
صلی الله علیک یااباعبدالله
شنبه 22 مرداد 1401 01:49
-
طلوع کرد
شنبه 22 مرداد 1401 01:48
طلوع کرد در قلب انسان خورشید عشق بر روحش تا باند نور محبت نابود کرد سایه تنفر و اورا عاشق تر کرد از آنچه که بود صبا جدکاره
-
وقتی یادت تنهایی غروب را شکست
شنبه 22 مرداد 1401 01:47
وقتی یادت تنهایی غروب را شکست دانستم برای دیدارت در انتظار طلوع باید نشست تا طلوع چند ساعت مانده؟ ساعتم در غروب چشمانت مرثیه ها خوانده... سعیدمطوری
-
لبیک یا حسین(ع)
شنبه 22 مرداد 1401 01:46
-
کاش یک شب که همه در خوابند
شنبه 22 مرداد 1401 01:44
کاش یک شب که همه در خوابند تو بیایی و صدایم بزنی دفتر کهنه ی اشعار مرا رنگ شادی و طراوت بزنی کاش یک شب که همه در خوابند عشق در خانه ی من لانه کند زندگی بوی بهاران بدهد و چه زیباست اگر قطرات باران پشت این پنجره ی سرد اتاق رقص از سر گیرند کاش یک شب که همه در خوابند تو بیایی و بمانی با من و شب دلتنگی از جهان من و تو تا...
-
امروز که باد از کمانِ کوه ها بویِ بادهٔ عشقت را به اندرونِ حزینم دمید
شنبه 22 مرداد 1401 00:28
امروز که باد از کمانِ کوه ها بویِ بادهٔ عشقت را به اندرونِ حزینم دمید غرقابِ خاطرهٔ آنروزت شدم که ساغر سینه ات بی هیچ واسطه ای میکدهٔ شبابم بود!! دلبرا تو بگو ...... به این وانفسایِ عشق که حتی تیر خیال را در چلهٔ کمانِ عاشقان می شکنند!! دیگر به کدامین وعدهٔ وصال زنده باید بود؟؟ علیزمان خانمحمدی
-
می خواهم یکی شوم
شنبه 22 مرداد 1401 00:27
می خواهم یکی شوم با تو و از زمین برخیزم، آفتابی را می خواهم با تمام پوست و گوشت خودم تجربه کنم. از اتفاق بنفشه سبز شوم و ساقه ای را بالا ببرم تا خودت. بگو باران! از کدام رگم سرخ بریزم در تو؟ دست روی کجای این زرد بگذارم در سینه ی تاریکی؟ و آن آبی رنگین کمان کجاست؟ حالا که ابرهات شناورند در قلب روشنایی...! مرضیه رشیدپور
-
السلام علیک یااباعبدالله
شنبه 22 مرداد 1401 00:26
-
فصلِ دلتنگی ام ...باران...
شنبه 22 مرداد 1401 00:24
فصلِ دلتنگی ام ...باران... فصلِ بی تو بودنم ابری کاش.... در شعر می ماندم تو را میسرودم که برگردی.... غلامرضاطهماسبی
-
ای کاش دلم غرق به دریای توباشد
جمعه 21 مرداد 1401 00:54
ای کاش دلم غرق به دریای توباشد دستان دلم بستر رویای توباشد میخواهم ازاین بعد درآیینه چشم و بر لوح دلم نقش سراپای توباشد وقتی که محال است توراداشته باشم بگذارکه دل محو تماشای توباشد من می روم ای کاش که پایان غزلهام تصویر تماشایی امضای توباشد الناز عابدینی
-
برگها میریزند
جمعه 21 مرداد 1401 00:54
برگها میریزند تارهای مو میریزند قطرههای باران میریزند اما کاش این اشکها این شعر را همین جا تمام کند! نوشین صرافها
-
حس خوب زندگی
جمعه 21 مرداد 1401 00:53