-
الا یا ایها حیدر
یکشنبه 26 فروردین 1403 11:53
الا یا ایها حیدر مدام الوسل لا ولها که از زیبایی رویت چه تاب افتاد در دلها ببین گر تو اگر باشی چه آمادند مشتاقان که تو فرمانده ی جانی تو یارم باش در دنیا گر نام تو آمد بر زبان ها الکن شده است این دنیا در نام تو هست زیبایی خوش رو شدن و سخن گرایی فاطمه زهرا سرگل زایی
-
دوباره سر به سرم می گذاری و شادی
یکشنبه 26 فروردین 1403 11:51
دوباره سر به سرم می گذاری و شادی به شهد و سرخی سیب و اناری و شادی مرا که گم شده ام در نگاه چشمانت میان مشت خودت می فشاری و شادی به پای یک یک آمال و آرزو هایم بنای غصه و غم می شماری و شادی به روی هق هق لرزان شانه های خود سری به غیر سر من نداری و شادی رها نگشته ام از آب و دانه و دامت به پنجه هوسم می سپاری و شادی گرفته...
-
گوشه چشمی نظری کن
یکشنبه 26 فروردین 1403 11:49
گوشه چشمی نظری کن تا همه تن گلو شوم فریاد کشم نام تورا عشق تو را مریم سپهوند
-
حاکمیت تو.این سکوت سرد
یکشنبه 26 فروردین 1403 11:48
حاکمیت تو.این سکوت سرد واین خانه ای وحشت را برایم ارزانی داشت من این نبودم ونگاه شوم توتاریکم کرد ای ظلمت وتاریکی برچین سایه ات را درزیر چترتو توان نفس کشیدن نیست. وهوای بهاری هم بو ی خون آب میدهد من نمیخاهمت برای کی بگویم. کی راه شفیع سازم برچین سایه ات را درزیر چتر تو توان نفس کشیدن نیست سهراب وحدت
-
من را که خیالِ تو چنین کرده روانی
شنبه 25 فروردین 1403 12:13
من را که خیالِ تو چنین کرده روانی مجنون زمانم که تو معشوقِ جهانی گر خَمر بهشت است بریزید که بنوشم در مستی توانم که تو هوشیارِ تمامی بیدار شو ای دیده که بیداری همام است تحریرِ کمالاتی کمال است که جمالی افسوس که نشد درک کنم دلبر زیبا طوفان زده بودم که عیان کردی اَمانی نرگس نگران بود به لطفت رمقی یافت در آتش شوقت شَعفم...
-
مگذارید به خاموشی من دست زنند
شنبه 25 فروردین 1403 12:02
مگذارید به خاموشی من دست زنند من سکوتم همه از بغض هوایی است که نیست منشانید به باغم چمن و بوته و برگ همه چشمم به همان سرو رسایی است که نیست نه ملامت بکنید و نه عذابم بدهید که گناهم بجز این عشق وفایی است که نیست حال خوش پیشکشم؛ روح مرا پر ندهید جان من در گرو دستِ شفایی است که نیست رقص رقاصه پاییز و تماشای بهار طلبش شرط...
-
بهار
شنبه 25 فروردین 1403 12:00
-
راز سنگ چیست؟
شنبه 25 فروردین 1403 11:57
راز سنگ چیست؟ که با ما نمی گوید نقبی بزن به ظلمت زلالش تماشا کن راز را آب را علی بارانی
-
قلبِ ترانه پُرتَپش، قلم میرقصه با صدام
شنبه 25 فروردین 1403 11:56
قلبِ ترانه پُرتَپش، قلم میرقصه با صدام میکِشه واژهها رُو هِی، با جایِ پاش رو برگههام خون شده قلبِ خاطره، میچِکه روی لحظههام جز خندههای خوشگلت، از خدا هیچّی نمیخوام مجلس شعر و خاطره ست، بین من و دل و قلم مثلِ همیشه بینمون ، یادِ تو قَد کرده عَلَم... نسرین نصیری
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 25 فروردین 1403 11:53
-
سماع باران
شنبه 25 فروردین 1403 11:52
سماع باران سوار بر دشتی که دیار خدا نیست کرشمهی کوسه در تنگ ماهی، جوانمردی آن و تن آسایی ماهی ها طلوع در دامن مه گرفتهی پگاه، اسیر من اینجا در ازدحام، منزوی معنیام پیش تو پیداست خلاصه کن این بلوا را در لرد دیدرات که مستاصل ماند این محصل در این آزمون علیرضا یوسفی
-
دیدمش و به شهلایی چشمش شناختم
شنبه 25 فروردین 1403 11:51
دیدمش و به شهلایی چشمش شناختم خاطرم آمدش که چقدر خاطره ساختم گفتم به دوستم که آن دخت کمند را میبینی؟ روزی تمام خویش، به تار مویش باختم خواستم سلام کنم سین سلامم، به سلامت شد گفت این چنین زبان ولیکن دل، پر ز ندامت شد وای هنوز آن عطر عزیز را به تن می نواخت لعنت به خانه، آن کوچه برایم پر ز قداست شد از ط گذشتم ولی توی...
-
هربار گفتیم کسی را دوست داریم
شنبه 25 فروردین 1403 11:50
هربار گفتیم کسی را دوست داریم که در تنهایی اَش با گُل هایِ اطلسی حرف می زند دیوی ، پُشتِ پرده پنهان شده بود که ندیدیم هربار گفتیم ...عشق پروانه ای بر اوجِ خاکسترِ جهان نشست شکوفه ای افسرد شکوفه ای پژمرد هربار گفتیم گُل زردی تنهاست یا ، شهری پاییز را دیده است کالسکه ای ، عبور کرد ، که تجمّلِ چرخ های اَش برشانه هایِ ما...
-
اینهمه خاک که در شرب مدامم باقیست
شنبه 25 فروردین 1403 11:49
اینهمه خاک که در شرب مدامم باقیست شمه ای ازخس وخاریست که دردل جاریست شاهدان در گذر از جاده ی تاریک شدند آب ِزهریست مداوم که سراپا کاریست مصطفی مروج همدانی
-
به این چشمهایم نگاهی به لبخند کن
جمعه 24 فروردین 1403 12:24
به این چشمهایم نگاهی به لبخند کن و کام مرا حبه حبه پر از قند کن تنور نفسهای سرد مرا داغ کن دم آتشینی به جان دماوند کن نهال همین باغم و تازه روییدهام دلم را به مهرت صمیمانه خرسند کن برای همان لحظههای خوش عاشقی کنارم بمان . زندگی را خوشایند کن مرا شاعرانه به دنیای رویا ببر غزل را عمیقا به خوابی همانند کن به وقت عمل...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 24 فروردین 1403 12:21
-
بشوق روی تو دلم دیدارتورامی خواهد
جمعه 24 فروردین 1403 12:21
بشوق روی تو دلم دیدارتورامی خواهد دلم یک دل نه صددل تورا می خواهد شرح پرشانی این دل چه غمگین است عاشقانه بااشتیاق توراهردم می خواهد دل توی دلبری توی یارونگارمن توی تو همدل همرازمن، دلم یک اشنامیخواهد جفانکن زحال ما کجاترک می کنی نگارم سرپرخیالم دل آشوب، نگارتورامی خواهد شباهنگام مهتاب شوددلم بی تاب شود توان سربندی ک...
-
به به چه اقبال خوشی دارد،
جمعه 24 فروردین 1403 12:19
به به چه اقبال خوشی دارد، افتاده بر آن شانه تن پوشت من ماهی افتاده در خشکی ،محتاج اقیانوس آغوشت رویایم از فکر تو رنگین است، ای نو عروس قصر آیینه سر مینهم بر شانه ات در خواب ،گر گشته آغوشم فراموشت گر با نگاهت میزنی آتش ،بر خرمن این قلب وامانده اما خوشم بارانی از بوسه، میبارد از لبهای خاموشت کبری اسدی نیازی
-
اگر رفتی
جمعه 24 فروردین 1403 12:18
اگر رفتی انعکاسِ صدایت را جایی میانِ پرسه های کودکانه ات چال کن عشق، در چمدانی پوسیده جا نمی شود علی نصیری
-
عیدفطر
جمعه 24 فروردین 1403 12:16
-
تو دلدارم شوی؛چَشم نرگس را فدایت میکنم
جمعه 24 فروردین 1403 12:15
تو دلدارم شوی؛چَشم نرگس را فدایت میکنم لـیلایت شَـوَم ؛ آغوش جان دلگشایت میکنم ای یار من ؛ ای یار من ؛ بازآی زین سَروِ چَمان میخوانمت چو نغمه ای؛دل را سَرایَت میکنم غـنـچه کن در خاطرم ای نوگل میـنای عـشـق کعبهٔ دل را چو لیلی من شبی ؛ مأوایَت میکنم جانا بیا ؛ جانا بیا ؛ دوری مَکن گـیـسو کَـمـند تصنیف عشق هرنفس...
-
میخواستم اسیرِ دنیایی باشم
جمعه 24 فروردین 1403 12:14
میخواستم اسیرِ دنیایی باشم که توآن رابرایم ساخته باشی به دور از تمامِ آدمهایِ مزاحم تنهامن باشم وتو وآسمانی که ماه شبهایش باشی وحالا زندانیِ جهانی شده ام، که به جز تو شب هست آسمان هست اما ماهی نیست. اینجا تادلت بخواهد دلتنگی و بی قراری جهانم را جهنم کرده است قرار نبود قرارم شوی وبی قرارترم کنی دلبرجان یک لحظه تصورکن...
-
تو...که هستی؟هوسِ دخترکی شیطانی
جمعه 24 فروردین 1403 12:09
تو...که هستی؟هوسِ دخترکی شیطانی یاکه در صومعه یک راهبهای روحانی متمایل به خدایی که تمامش کفراست نیمه های شب و انگیزهی هر عصیانی مانده ام بین خدا با تن لامذهب تو مشرکی مست و تب رابطه ای پنهانی به خیابان زده ام تا بپرد از سرمن کی تواند بپرد شاپرکی بارانی به نگاهت شده مصلوب،مسیحای دلم ای گل تازه مسلمان شده ی نصرانی...
-
چشمانِ پرخمارت آتشگهِ دلم شد
جمعه 24 فروردین 1403 12:06
چشمانِ پرخمارت آتشگهِ دلم شد چون خمر بود و مستی،مهمانِ منزلم شد هر روز و شب جنونِ یک جام از نگاهت جانِ مرا جوان کرد، حلّالِ مشکلم شد یگانه حاجیلویی
-
بر کسی صورت نبستم
پنجشنبه 23 فروردین 1403 11:42
بر کسی صورت نبستم و بر مهبط قلبم لاله فرود آمده ز نفی تعلقات دوست حلقه ی بقا ، برید به کلام دل بستم ، تعب سیر مرتفع شد و دل شاهد به نردبان معانی قسم الفتی دیرینه دارد شیب با ریشه و پرستو همیشه با لانه غریب انیس دشتم و عاشق افق جالیز و شب در عمق زمینم و آب سحر از چشمه فرا میجوشد آنچه را فریاد در پدیدارهاست لاهوت ست و...
-
این سلام صبح من بس آشناست
پنجشنبه 23 فروردین 1403 11:40
این سلام صبح من بس آشناست دوست داشتن تو از لطف خداست گفته بودم دوستت دارم ای رفیق گفتن این حدیث راز بین ماست در درونت راز داری میکنی اما بدان راز اصلی بین جان من جام شماست از ازل با بارش ابر و طلوع نور بود این نسیم جان فزا از یار آشناست گفت بین این همه بت گر نشکنی ساختن جرم بت شکن از راز هاست من به این پایبندت شدم تا...
-
بهار واقعی
پنجشنبه 23 فروردین 1403 11:39
-
تو اگر تنها به جرم عشق قلبم را شکستی
پنجشنبه 23 فروردین 1403 11:38
تو اگر تنها به جرم عشق قلبم را شکستی با زبان گریه گفتم تا ابد در دیده هستی ایستگاه خالی و متروکه ام بی هر عبورت با قطار آرزو ها رد شدی دل را نبستی کی رها گردد دلم با پای لنگ از دام عشقت دام را با دست چشمانت چه بیرحمانه بستی با یقین از من گذشتی عشق در تردید گم شد دم ز منطق می زدی بر منبر کتمان نشستی بی وفایی،دل...
-
یک سوت عقبگرد تو را میخواند
پنجشنبه 23 فروردین 1403 11:37
یک سوت عقبگرد تو را میخواند یک زندگیِ سرد تو را میخواند با آنکه نوشتن از زمستان سختست شاعر که شوی درد تو را میخواند حسن عباسی
-
عیدتون مبارک
پنجشنبه 23 فروردین 1403 11:36