چون نور فراخواند تو را، بگذر

چون نور
فراخواند تو را،
بگذر

از این آتشِ جان
که سوزنده‌تر
از داغ دل است؛

می‌زند
خنجر به استخوانت،
می‌کِشد
تار به پودت...

پس بیا
تا با هم
نقش زنیم
بر این فرش خیال
که ابریشمش
از گوهرِ توست؛

که در این راه
تو را کاری نیست
با این شعله‌ی سرکشِ
جان سوز بی حیا...


مهدی عارفخانی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.