تندباد سخت

تندباد سخت
شاخه‌ای ز بید باغ راشکست
ساقه ای پرید،حصار باغ را گسست
یک گراز، از حصار کج گذشت
پا نهاد روی گل ،روی لاله‌ای نشست
کشت جوجه‌ای ز،زاغ ،جوی آب را برید
تخم غاز را شکست
کبک تیزپا گریخت ،باغ زین جفا گریست

زیر بار غم نشست
باغبان که شدخبر ، جعبه های تیررا گشود
تفنگ پر فشنگ ، ماشه را کشید
سرب سرخ رنگ،قلب آن گراز را درید
در فرود و فراز ،جیغ می‌زند گراز
فک ز بیخ گشته باز
رسید باغبان بر سرش
عکس گرفت، در جوار پیکرش
زاغ میکشد هوار،میزند به کشته حرف بد
باغبان دور شد از لاشه ی شکار
از جسد، لقمه میگرفت
زاغ گشنه ی داغدار
می‌گذشت هدهدی ز آسمان
گراز کشته دید، در حصار
از چنار، شنید شرح این شکار
چنار دیده بود صحنه را دوبار
شرح داد شرح وقعه را
تندباد، لغزشی ز بید، زوزه می کشید
مرز باغ را شکست یک گراز
، او حریم امن را گسست
گر نمی‌شکست
حریم امن راوگر حصار بادوام بود
کنون زنده بود وجفت بوته می‌نشست
پس سبب همان ،بادسخت
،لغزش گرازولرزش سست سنگ لیز خورده ازحصار بود

ابراهیم خلیلیان

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.