| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
دلم بهانه می کند، برای خنده های تو
که بشکند سکوت را صدای دل ربای تو
تو بارش ترانه ای، به روی دفتر غزل
بهانه ی سرودنم، وفای چشمهای تو
هزار بار نوشته ام، تو بهترین ترانه ای
وحس پاکی دعا،صفای چشم های تو
بیا که خسته گشته ام، من از خزان زندگی
بهارمن همیشه ،هست لـقای چشم های تو
همیشه سهم من زتو، سکوت بود وانتظار
امید وصل را دهد ندای چشم های تو
به شوق میکنم گـُنه،به راه وصلِ عاشقی
اگر که کیفرم دَهَد خدای چشم های تو
شِکُفته روی دفترم سروده های انتظار
که مرهم است بردلم،دوای چشم های تو
اگرچه چشم ناز تو ،سرآمد سرودن است
قبول کن شود غزل،فدای چشم های تو
به باغ انتظارِ تو ببین چه هدیه می دهم
گل سپید یـاس را برای چشم های تو
صدیقه_جُر