| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
اگرچه نیستی، با چشمهایت گفتگو دارم
مرورت میکنم شبها و بغضی در گلو دارم
شب از دست من دیوانه، کفری می شود وقتی
مرا میبیند از بس با خیالت گفتگو دارم
"نگاهت"، "رفتنت"، "باغیر بودنهای بعد از من"
حساب زخمهایی را که خوردم موبهمو دارم
به دریا از تو گفتم، اشکهایش رو به بالا رفت
اگر ابری شدم، این یادگاری را از او دارم
غمت هر شب برایم قصه میگوید، خدا را شکر
پس امشب هم به جای تو، غمت را پیش رو دارم
امانم را بریده اشکهایم، خستهام کرده
بس است این شبنخوابیها، خدایی آبرو دارم
علی صفری