زمان ایستاده است

زمان ایستاده است
و صدای تو
پُر می‌کند خلأ نیمهٔ من

آب‌ها ایستاده‌اند
مانند نگاه‌های بی‌نگاه
در این سکونِ کشیده

نگاهت بر لب‌هایم
فرود می‌آید
هر واژه‌ات پَر می‌شود
و در هوای زمانِ ایستاده
می‌زند...
می‌زند...

بی‌تو
شهر، خالی از سکنه است
و کوچه‌ها
در سکوت فرو می‌ریزند

مرا ببوس!
که می‌گویند
بوسه‌ها تمام شده‌اند...

اکنون
گم‌گشته‌ام
نه در دست‌هایت
که در بودنت
در سکون نگاهت

طیبه ایرانیان

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد