| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
فلک باز هم به من لطفی دگر کرد
که با دردی مرا زود با خبر کرد
چنان پر شد فضای سینه از درد
که من را روی تخت گاهی دمر کرد
زاجداد ژن رسیددر چربی خون
مرا هم در جوانی بی پدر کرد
زعطاری بجستم من علاجم
به من تجویز حجامت با تبر کرد
عجیب بود این چنین دردی که میشد
گمان بر سندرم اثنی عشر کرد
همان دوستی که هست خبره به هر چیز
مرا زنهار زجهد بی ثمر کرد
بگفتم ماجرا با دخت شیرین
نصیحت او مرا شایسته تر کرد
بگفت آنژین صدری در تو پیداست
نباید که دگر هرجا سفر کرد
زآن گوشت و کره و ران و سینه
فزون شد ال دی ال بر رگ اثر کرد
برو زود تر سراغ دکتر قلب
بباید که به رگهایت فنر کرد
برفتم روز بعد نزد طبیبم
نصیحت او مرا شایسته تر کرد
بگفت آن دکترم رو شهر کردکوی
نشاید پیش من پولت هدر کرد
هر آنکس که رود جای خصوصی
برای عافیت خیلی ضر ر کرد
تماسی او گرفت با دوست هم کیش
که فورا او مرا اول نفر کرد
دگر روز صبح زود سینه گرفت درد
عذاب در قلب این بی بال و پر کرد
سریع رفتیم به آن وادی نزدیک
نمیشد که جز این کار دگر کرد
بفور لخت کردنم بی حجب و بی شورت
کنار ران من دکتر نظر کرد
شکافی در بدن یک سیم باریک
برفت در داخل قلبم شرر کرد
پس از بالن زدن در داخل رگ
ازآن باریکه راه استنت گذر کرد
شدم من نیم جان تا قبل آن کار
بحق آن دکترم شق القمر کرد
پس از آن بردنم در بخش ویژه
نباید که ورود هر رهگذر کرد
گذاشتند روی ران چند کیسه از شن
که ممنوع حرکت پا و کمر کرد
همان همسر که هست عشقم درین دهر
برای مشکلم سینه سپر کرد
نشد یک دم جدا از بستر من
کنارم نگران شب را بسر کرد
غذایم بود فقط یک سوپ ساده
مزاجم هوس شیرینی تر کرد
سفارش شد به من تغذیه خوب
نشاید که دگر باره خطر کرد
چه باک ار عمر من آید به پایان
نباید که جهان زیر و زبر کرد
کنون از آن عمل سالی گذشته
ازین باب میشود حس ظفر کرد
ببخشی گر که این شعرم طویل است
زپرچانگی هم باید حذر کرد
حسن زاهدی سوادکوه