به نام خالقِ عشق

به نام خالقِ عشق
خالقِ مهر و دل؛
اوست که با قلمی زیبا
توصیف چشمان تو را
بر زبانم جاری کرد
تا اینگونه،
سپیده دمی
را به چشم های خود ببینم و
محبوبِ خود را
در او دریابم،
اوست که غزل چشم های تو را
را آفرید و
زبانِ چشم تو را
بر من گواه داد
و اینگونه
بود که من
دل و جان به او سپردم و
مهری بی پایان
به زندگی ام بخشید؛
مهری که سال هاست
قلبِ نا آرامِ مرا
در هیاهو ها آرام کرد و
واژه ی عشق را
بر زبانِ یک شاعرِ تازه دلی
چون من انداخت؛
عزیزِ قلبِ من
تا او هست
مهرِ وجودِ آدمی
زنده می ماند،
و این آرامشی ست
بی پایان،
که در پایان،
گذشتن از راهی دور و دراز،
سخت پیچیده است،
و این
عشقِ دل است
ومرهمِ دل؛
که همراهِ قلبی ارام،
در لحظه ی تار و روشنِ
سپیده دم های نیامده
می ماند...


نعیمه سادات سوفاری

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد