| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
مرز پیراهن تو، خط مقدم شده است
فتح آغوش تو، دشوارترین بحران است
لشکر موی تو وقتی که شبیخون بزند
شهر دل، منظرهی زلزلهی کرمان است
تیر مژگان تو از چلّه رها گشت و نشست
چشم بیرحم تو یادآور چنگیزخان است
دکمه را باز نکن، لرزه به جانم ننداز
گذر از گردن تو، رد شدن از طوفان است
من که بیاسلحه تسلیم نگاهت شدهام
جنگ با عاشق دیوانه مگر آسان است
من اسیرم، تو ولی فاتح مطلق هستی
حکم آزادی من، بسته به یک فرمان است
صلح با سرخی لبهای تو امضا نشود
بوسه از کنج لبت، نقض همه پیمان است
زخمیام، خسته از این جنگ، پناهم بدهی
مرهم زخم دلم، وعدهی یک درمان است
سر سپردن به تو در سنگر امن بغلت
بهترین صحنه در این جنگ بیپایان است
پرویز حاجی باقری