| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
تو نیامدی
که فقط خودت زیبا باشی
تو آمدی
تا زیبایی را از نو اختراع کنی
ناگهان
پوست خیس پنجره
نور شکستهی غروب روی لیوان آب
خطوط دستِ کسی که دارد موهایش را میبندد
حتی صدای چرخیدن قاشق در فنجان چای تلخ
همهشان شروع کردند به نفس کشیدن
تو رفتی و زیبایی هم با تو نرفت
او ماند
اما دیگر خودش نبود
او شد سایهی تو
شد انعکاسِ تو در چیزهایی که قبلاً فقط چیز بودند
حالا هر گلِ بازشده
هر ابرِ سفیدِ تنبل
هر آهنگِ قدیمی که تصادفی پخش میشود
اول اسم تو را زمزمه میکند
بعد تازه جرأت میکند زیبا باشد
تو منبع نبودی
تو خودِ چشمه بودی
و دنیا
تا وقتی تو نگاهش میکردی
جرأت داشت
زیبا بماند
حتی حالا که نیستی
هنوز یادش مانده
چطور باید زیبا باشد
چون تو یک بار
بهش آموختی
سامر حمیدی