| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
شاید میان این روزهای پر دود
تنها بتوان زیر درختان توت رنگی یافت
رنگ سبز و سرخ و خنده
رنگ بهار و بیداری
و آیا این هوای شکفتن جز شاخسار خشک درخت
انسان را هم بیدار میکند؟
بیداری آدمی در سرمستی اوست.
تنها وقتی هشیارست که از شکوفه های انار جام میگیرد چشم بسته از بوی یاس سرمست میشود و دیوانه
عقل می خواهد چه کار؟
آدم به زمین آمده که عاشق شود.
آدم به زمین آمده که خدا را از دور بهتر ببیند.
آمده که بهشت را خود بسازد.
گل را خود بکارد.
توت را خود بچیند
آدم خاکی آمده با خاک زندگی کند
و بر خاک بمیرد.
سانیا دریس سلمانی