| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
شیرین تو چه میدانی؟ فرهاد، کمی غم داشت
با بوسه زدن بر کوه، جایِ لب تو، نم داشت
دادم به هوایَت دَم، گفتی که نفس تنگ است
من مستِ همین حالت، بویِ نفست، دَم داشت
از پیچ و خمِ مویَت، یک راه بلد بودم
راهی که به پیچِ تو، این بار کمی، خَم داشت
می دید شبی معشوق، آوازِ تو سَر می رفت
کرد حنجره را عاشق، با زیرِ صدا، بَم داشت
از عشقِ تو ای بانو، آنقدر زِ تو سَر رفتم
این جامِ لب سُرخت، ای کاش کمی سَم داشت
تا چند طلبَ از یارت، سیمین تو چرا باید؟
بانویِ غزل هایم، امشب تو را کم داشت
عرفان قائدرحمت