پاییز که رفت

پاییز که رفت
زمستان هم سردی‌اش را
با تمام نامهربانی‌هایش
چون سیلی
بر چهره‌ام نواخت
از قانون اعدادی
که پشت اخم ریاضیات نشسته
که بگذریم
تا حکاکی‌های عددی پاییز
بر روی شیشه سرد ماشین
این را فهمیدم
که این بار
زمستان، اهل رفتن نیست
این را
از شتاب ثانیه‌های دیرهنگام زنگهای آخر زمستان فهمیدم
و هوایی که روز به روز سردتر می‌شود.


بهروزکمائی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.