در کوچه های خسته شهر

در کوچه های خسته شهر صدای جیر جیر پنجره چوبی ودر امتدادشب بوته رهیده از خاک دوان دوان به هر کوچه ای قطرهای سرد باران بر پیکر دیوار کاهگلی وپارسیان ولگرد تنها ماندگان شبگرد ودر آن سوی دور اختر تابناک بر جامه شب مهتاب می بارید وبانگ خدا می گفت سحر آمده خورشید در انتظار است تا به کوچه های شهر مهر هدیه کند.....
محمود علایی منش

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد