| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
یک جرعه،
فقط یک جرعه از تو،
شاید التیام بخش این زخم همیشگی باشد،
تا این درد بینام را تسکین دهد.
شاید،
در روشنایی نگاه تو،
روزهای پوچ من،
رنگی از معنا بگیرد.
یک جرعه عشق،
فقط یک جرعه،
کافیست شاید
تا دوباره جوانه بزنم،
تا زندگی را با تمام فراموشیهایش
دوباره بخوانم.
اما...
عشق را ساده انگاشتم،
عشق قصهای است
پر از فاصلهها،
پر از "شاید"های ناتمام،
و "ای کاش"های بیپاسخ...
داود شجاعی نیا
