| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
ساعت
در دهانِ اسکلتِ خیابان
یخ میزند
بخارِ قهوه
شکلِ غریبهای
شبیه تو
روی شیشه میماسد
صندلیها
به مُچِ صدا زنجیرند
همهمه، همهمِ همهم
از حنجرهی فنجانها رد میشود
و تهِ هر جرعه
لاشه ای از
فالِ قدمهای مانده در گِل
باران
لبههای سقف را
با «س» میساید
و صدای
سازِ سراسریِ سرد را
روی چترهایی که
تا صبح
کنجِ دیوار خوابیدهاند
منگنه میکند
تو
با گونههایی که
از غروب
گندمیترند
مرا
پشت پیشخوان
آچمز کردی
حالا
من و بخار
در دو سمتِ پنجره
به زمستانی فکر میکنیم
که از صدای کفشهایت
شروع شد
دکتر سید هادی محمدی