باز من را وسط زندگی ات گم کردی

باز من را وسط زندگی ات گم کردی
باز من را وسط قافیه ها گم کردی
بی خبر بودی زعشق من نمی‌دانستی
بی خبر بودی ز قلب من نمی‌دانستی
بی صدا مُردم و چشمان مرا بوسیدی
بی‌صدا خرد شدم ، درد مرا بوسیدی
درد بودی ،اشک بودی ، تورا بوسیدم
بیت بودی ،شعر بودی ، تورا بوسیدم
خون قلبم رنگ زد پیراهنم را ، دیدم

عشق من را تو ندیدی‌‌ و ولی من، دیدم.

سارا زاهدی

نظرات 1 + ارسال نظر
آرش پیمان سه‌شنبه 25 آذر 1404 ساعت 10:15 https://arashepeyman.blogfa.com/

گرمی طبعم از آن است که دل سوخته‌ام
سرخی رویم از این است که خونین جگرم

کار عشق است نماز من اگر کامل نیست
آخر آنگاه که در یاد توام در سفرم

ای که در آینه هر روز به خود می‌نگری!
من از آیینه به دیدار تو شایسته‌ترم


درود بر شما...مانا باشید

زنده باشید...
ممنونم..

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.