دیشب به یاد روی تو تنها گریستم

دیشب به یاد روی تو تنها گریستم
عمری گذشت در دل شبها گریستم
رفتی و با فراق تو تنها شدم ولی
با یاد عشق، شام و سحرها گریستم
دیشب بیاد حسن تو در محفل فراق
با خاطرات عشق تو آنجا گریستم
نادیدنت به جان من افکند آتشی
سوزاند استخوانم و آنجا گریستم
پشتم خمید و تکیه به چوب عصا زدم
یاد جوانیم شد و یک جا گریستم
امروز من بیاد تو طی شد ولی چه سود
با یاد بی تو بودن فردا گریستم
صحراوسبزه زاربودوتوبودی وعشق
ماندم جدا ز یار و دامن صحراگریستم
مرغ فراق خانه دل را خراب کرد
بی خانمان و یکّه و تنها گریستم
محمود داد شرح فراق و به ناله گفت
پروانه سـان چـو ژاله ی گلها گریستم


سید مرتضی ذکاوتمند

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.