| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
دیشب به یاد روی تو تنها گریستم
عمری گذشت در دل شبها گریستم
رفتی و با فراق تو تنها شدم ولی
با یاد عشق، شام و سحرها گریستم
دیشب بیاد حسن تو در محفل فراق
با خاطرات عشق تو آنجا گریستم
نادیدنت به جان من افکند آتشی
سوزاند استخوانم و آنجا گریستم
پشتم خمید و تکیه به چوب عصا زدم
یاد جوانیم شد و یک جا گریستم
امروز من بیاد تو طی شد ولی چه سود
با یاد بی تو بودن فردا گریستم
صحراوسبزه زاربودوتوبودی وعشق
ماندم جدا ز یار و دامن صحراگریستم
مرغ فراق خانه دل را خراب کرد
بی خانمان و یکّه و تنها گریستم
محمود داد شرح فراق و به ناله گفت
پروانه سـان چـو ژاله ی گلها گریستم
سید مرتضی ذکاوتمند