در انزوای شانه ی شب (در) ، خشاب شد

در انزوای شانه ی شب (در) ، خشاب شد
زهرا به پای حادثه‌ای رفت و آب شد

فردا صدای گریه در انگاره ها نبود
زینب برای چادر خاکی کباب شد

کوثر‌ مچاله شد وسط دردِ ناکسی
مولا کنار فاجعه خانه خراب شد

وقتی گلوی زخمی اصغر کمانه کرد
محسن شهید حرمله های رباب شد

در لحظه‌ای که بغضِ سحر بی‌صدا شکست
از گریه‌های نخل، زمین بی حساب شد

آه از شبی که بویِ گلو از حرم گذشت
فتوای زردِ ساعده ها بی جواب شد

بر ماهِ نیمه‌سوخته ی سرزمین صبر
اشکی چکید، و خاطره ای شکلِ خواب شد

از پرچمِ شکسته‌ی دل، باد می‌وزید
هر جا که روضه ی غمِ عالیجناب شد

دکتر سید هادی محمدی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.