آسمانی نبود که

آسمانی نبود که
چون آبیِ چشمانت هوایی کند مرا
هر چه گشتم
گوهری نیافتم که پرورده نباشد
در صدف سینه های تو
بخت من بود شاید
که به این دنیای درندشت
اسیر عشقِ تو باشم،
تا آن دم که باشی
پایبند طنازیهایت شوم
و آن دم که نباشی
خاطرهٔ عشوه‌هایت
میخکوبم کند به قابِ خیال

علیزمان خانمحمدی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.