| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
بی دل ارام مگر می شود آرام بگیری
دلت آرام نگیرد که دل ارام بگیری
شده هنگامه ی عیش و طرب وشور و نشاط
وقت آن نیست که کنجی روی آرام بگیری
ساز مطرب به نوا آمده یعنی که بپاست
مجلس شادی و رقصی که درآن گام بگیری
هر طرف روی کنی باغ گل و گل همه جاست
حال نیکوست یکی یار گل اندام بگیری
لب معشوق برد رنج خماری و خراب
هوش از سر بپرد هرگه ازاین جام بگیری
فرصت چون و چرا نیست که کی آمدو رفت
مهلتی هست کزین عمر کمی کام بگیری
گله از گردش ایام نکن چون گذراست
بایدت کام از این گردش ایام بگیری
تو سرآغاز و سرانجام ندانی که چه هست
باید آغاز کنی تا که سرانجام بگیری
غزلی برای انان که ازدواج نمی کنند
و وبخاطر ترس از اینده وسرانجام کار حرکتی را اغاز نمیکنند
یحیی رشیدی