ای نسیمِ صبح، از آغوشِ دلدارم بگو

ای نسیمِ صبح، از آغوشِ دلدارم بگو
از نگاهِ گرمِ او، از بوسه‌ی یارم بگو

در شبان بی‌کسی، فانوس جانم او شده
از طلوع عشقِ او، از مهر بسیارم بگو

هرچه گفتم با دلم، نامش به لب آمد نخست
از صدای بی‌صدا، از نغمه‌ی تارم بگو


در حضورش، رنگ ها زیباتر از رنگین کمان
از بهاری جاودان، از باغ سرشارم بگو

دست‌هایش، آسمان را در دلم جاری نمود
از نوازش‌های او، از حال بیدارم بگو

وصل یعنی گم شدن در وسعت بی نام عشق
از صدای عاشقی از شعر دلدارم بگو

محمدرضا گلی احمدگورابی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.