| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
آنچه بودم را یادگاری نگه دار.
در آغوش بگیر مزه ی ملس گذشته ام را.
نوازشی کن کودک بی گناه عاشق را
بی معشوق
بی عشق.
می ترسد.
کودک از سیاه می ترسد.
کودکم را نگه دار و سفیدی بیاموز.
که سیاه
رسم من نبود.
یکی یکی سبز کن درختان وجود نوباوه ای
که قربانی زمین شد.
تا یکی تا پایان
که پایان منم.
اکنون آری.
اکنون نه.
دقیقه ای پیش برای تو.
دقیقه ای بیش برای تو.
در آغوش بگیر سایه ام را
در دیروز.
مگذار بترسم از نا امنی نیمه شب.
در آغوشم بگیر.
تا اشک های متوهمم
بازوان نیرومندت را تر کند.
تا بدانی که هستم.
که بوده ام.
مثل حس لمس
حتی در گذشته.
و بخوان داستانم را
داستان یک پایان.
پایانی که منم
و خواهم بود.
آغازی در یک آغاز.
آه که من پایانم اما
خود آغازم.
گذشته ام از آن تو.
سحر غفوریان