ای وطنم، ای سپند، ای دل خورشید و خاک

ای وطنم، ای سپند، ای دل خورشید و خاک
رستنگاه آرش و خون، زخم سیاووش پاک
تو به بلندای حماسه، قله‌ی آیین و راز
تک‌ستونی مانده به جا، در دل طوفانِ باز

ای که در آغوش تو، شعله‌ی تاریخ زاد
هر سخنت، مهر خِرد، هر قدَمت، برگِ باد
از دل تَختِ جَمشید تا سینه‌ی البرز پیر
پشت تو کوهی‌ست از آواز و آذر و شمشیر

ما نسل خورشید و رعدیم، ای خاک بی‌انتها
با نام تو می‌تپد در رگ‌هامان کِیهان و کیمیا
بر پرچم‌ات نقش سرو، بر خاکت آواز عشق
تو جاودان مانده‌ای، با قلبی از جوششِ مشک

ایران! ای بانوترین سرزمینِ بی‌قرار
هر وجب از خاک تو، طُرفه‌تر از صد بهار
از دل هر خون پاک، گل دهد آزادگی
دشمن اگر شعله ریخت، ما شده‌ایم ایستگی

ما وارثانِ دماوند، فرزندانِ مهر و نور
پهلوانانِ زمین، عاشقانِ سینه‌سور
تا جان در این سینه هست، پیمان ما پا برجاست
ایران! تویی شُکوهِ ما، تا آخرِ این دنیاست

الهه سعادت

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.