شاتوت نوبرانه من از

شاتوت نوبرانه من از
باغ پیرهن
بردم‌‌‌ شبی که چشم تو
درخواب ناز بود


گل کرده بود
نسترن سرخ برلبت
من بردم آنچه درد مرا
چاره ساز بود


علی_مولایی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.