| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
دزدکی دیدن هم، از لای در یادش بخیر
پرسه در پسکوچههای بی گذر ، یادش بخیر
نامههایی که نوشتیم و ندادیم به هم
با دو قطره خون خود کردیم تر ، یادش بخیر
زیر باران راه میرفتیم ، بی چتر و کلاه
سینه پهلو میشدیم با همدگر ، یادش بخیر
ناشیانه میزدیم چشمک به هم ، اما چه سود
او جلو میرفت و من از پشت سر، یادش بخیر
جادهی چالوس و تقلید فرار نوعروس
با علی و عاطفه در همسفر ، یادش بخیر
زیر بمباران دشمن باز عاشق میشدیم
عاشقی در جانپناه بیخطر ، یادش بخیر
آن قراری که به هم خورد و نبودی در شهر
از ننه هاجر گرفتم این خبر ، یادش بخیر
هرچه میگفتند حرام است زل زدن در چشم غیر
باز میگفتم حلال است یک نظر ، یادش بخیر
برگهای بین دفترها، اگر چه زرد بود
در دل ما سبز شد ، میداد بر، یادش بخیر
محمدیار سبزی