حریم خانه معطر به عطر دامن توست

حریم خانه معطر به عطر دامن توست
چراغ خانه من چشم‌های روشن توست

تو روح سبز درختیّ و من یقین دارم
بهشت گوشه ای از بیکرانِ گلشن توست

تمام قافیه ها وامدار نام تواند
که واژه واژه غزل نغمه‌ مطنطن توست

منم کبوتر بی‌آشیان که مقصدِ او
خیالِ پنجره ای در سه کنج مامن توست

گدای بی سرو پایی‌ که‌ در تمام فصول
نشسته گوشه ای و خوشه چین خرمن توست

عوض شده است اگر حال و روز عادت من
بدان که کار دو تا چشم دو بهم زن توست

مرا ندیده کسی جز تو در کشاکش عمر
مجال دیدنم آیینه های نشکن توست

قسم به سوره ی عشقت که شوره زار دلم
مطیع امر تو و آیه‌های متقن توست

نمی‌رسم‌‌‌به بلندای قامت تو مگر
چقدر فاصله دست ما و دامن توست؟!

زهرا وهاب

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.