بی تو تنها در این خلوت بیگانه نشسته

بی تو تنها در این خلوت بیگانه نشسته

یاد تو در من بیچاره بس خاطره بسته

نه نشانی از تو آید
نه اثر، و نه امیدی.


چشم بر در انتظارم
پر پرواز شکسته

اگرم باز بیایی و مرا بند بگیری

به خدا مست و خرابم
و از این حادثه خسته

تو که رفتی
خانه آباد شده از غم هجران

سر وسوداری تو دارم
دل و جانم بگسسته

نظری کن که غریبم
به هوای تو اسیرم

بی تو اما دل هوایی
به هوای تو نبسته


همای مهر

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.