کاشکی دست برداره ساحل از تمنای غروب

کاشکی دست برداره ساحل از تمنای غروب
اینجوری یادت میره اتفاقایِ بَد و خوب

شده چارتا ، گل و پژمرده کنی تو دست باد؟
شده جز تقدس عشق ، دلت چیزی بخواد ؟

مثل اون لحظه که مُهره ها رو میریزی وسط
میگی d4 اومدم ،پیاده هات همه به خط

منم e5 اومدم ، یِ قربانی برای تو
منتظر شدم که با اسب برسم به جای تو

اسب‌و بُردم توی c6  و صدات در نیومد
لابد اون فکر تله اس ، که از خودم بَر نیومد

اسب‌تو بُردی تو f3 ، با ی لبخند ملیح
که انگار چاره ی کارو بلدی خیلی صریح

با وزیر اومدم e7 که کاری بکنم
چیزی که بلد نبودم ، یِ شکاری بکنم

فیل‌تو بُردی تو f4 که بگم دست مریزاد
سیاست تو مشتته ،چقدر به سیست هم میاد

وزیرم رو بُردمش b4 ی حمله ای کنم
با تکبر و غرور ، فتح محله ای کنم

فیل‌تو بُردی تو d2 ، که بی رغبتم کنی
مثلا محترمانه    بزنی    دکم    کنی

با وزیرم زدم اون پیاده یِ b2 بِره
تا که با سیاست خودت بیفتی تو گِره

فیل‌تو بُردی تو c3 با یِ چشمک ظریف
منم آروم ننشستم ، بمونم پای حریف

قصرِ کافکا رو هُلش دادم بره کمی کنار
وقت چالشه ،باید دستی بیارم روی کار

گفتی اینجاس که باید یکمی خواهش بکنی
تا بگم کجا بِری یا که چیکارش بکنی

بهتره شاه و رُخی تکون بدی ، قلعه کنی
تا بفهمی چه گشایشی در این وَهله کنی

فیل‌مو  آوردمش b4  که آچمز ، بشی باش
تا نفهمی از کجا خوردی ، کجا میری باهاش

با وزیرت رفتی d2  ی تلنگر بزنی
که با فیل زدم به فیل‌ت ، نکنه غُر بزنی

یهو دستپاچه شدی فیل‌مو با وزیر زدی
تو خودت میدونی این حرکت و بی نظیر زدی؟

وزیرم رو بُردمش c1 که راحتت کنم
تا نگی خودم میخواستم که حمایتت کنم

سرمو بالا آوردم اما نیستی سرجات
یکی نیست بهم بگه که جای رفتنی کجاست؟

یِ بازی رو بُردمو ، یِ رابطه دادم به باد

ی روزم دلخوشیه روزای خوب من میاد ...

زهره فرجی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.