ای آشنای منبرخیز و با بهارِ سفر کرده بازگردتا پر کنیم جامِ تهی از شراب راوز خوشههای روشنِ انگورهای سبز... در خُم بیفشریم میِ آفتاب را...نادر_نادرپور