مرا بیهوده میرانی به آغوش و بَری دیگر

مرا بیهوده میرانی به آغوش و بَری دیگر
مرامم نیست تا دل را دهم بر دلبری دیگر

حرامم باد اگر دل را به غیر دوست بسپارم
حرامم باد اگر جز دوست گیرم دوستی دیگر

تو وقتی میل رفتن می کنی امید می میرد
بیا جانا گل امید گیرد رویشی دیگر

دلم‌تنگ و دلت معشوق طنازم مگر سنگ است
که می‌سوزد دلم از هجر تو در آتشی دیگر

دلم می خواهدت، می خواندنت معشوق زیبایم
نمی بینم درون این دلم جز تو کسی دیگر

تو معشوق منی من با تو خوبم، بی تو غمگینم
بود عاشق کند معشوق من را چالشی دیگر

به سین و رآ و واو و یا و نونِ نام تو سوگند
حرامم باد اگر بر دل نهم مهر کسی دیگر

سروش عشق را بشنو بیا و اهل ماندن شو
که لیلی را نباشد همچو مجنون طالبی دیگر

مجتبی سلجوقی

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.