| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
عشق یعنی یک طلوع بی غروب
یک ترانه یک شروع بی سرود
عشق یعنی آخر ِ آوارگی
اولش رنج وتهش دلدادگی
عشق یعنی در قفس پرپر شدن
در میان کمترین کمتر شدن
عشق یعنی آسمانی در زمین
مالک ِ هستی ولی بی سرزمین
عشق یک آسایش و آرامش است
در ورودش پرتو ِ یک خواهش است
عشق هر لحظه به تو سر میزند
هر زمان بی پرده بر در میزند
عشق یک پروانه ی فرزانه است
پلک را برهم زنی در خانه است
عشق بر جام ِ می ات لب میزند
مست شد پیمانه بر هم میزند
عشق در میخانه چون پرواز کرد
بی غرض راز دلش را باز کرد
بی ریا و بی مثال و بی صدا
از درون عشق آمد این ندا
عشق یعنی ناخدایی با خدا
هم خودآ و ناخدا و هم خدا ..
مهرداد فرزامی فر